rectitude

[ایالات متحده]/ˈrektɪtjuːd/
[بریتانیا]/ˈrektɪtuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکپارچگی اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

moral rectitude

راستکاری اخلاقی

personal rectitude

راستکاری شخصی

integrity and rectitude

یکپارچگی و درستکاری

جملات نمونه

the rectitude of one's motives

صداقت انگیزه‌ها

a dark, somber mood), or lack of rectitude:

حالت تیره و گرفته، یا فقدان درستکاری:

Lifetime they instruct me sedulity, acquittal, goodness, rectitude;

در طول عمر آنها به من آموزش می‌دهند: کوششی، تبرئه، نیکویی، درستکاری;

We bestowed aforetime on Abraham his rectitude of conduct, and well were We acquainted with him.

ما پیش از این، رفتار درست ابراهیم را به او اعطا کردیم و ما به خوبی با او آشنا بودیم.

a person of rectitude

شخصی با درستکاری

strict adherence to rectitude

رعایت دقیق درستکاری

business dealings with rectitude

معاملات تجاری با درستکاری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید