moral rectitude
راستکاری اخلاقی
personal rectitude
راستکاری شخصی
integrity and rectitude
یکپارچگی و درستکاری
the rectitude of one's motives
صداقت انگیزهها
a dark, somber mood), or lack of rectitude:
حالت تیره و گرفته، یا فقدان درستکاری:
Lifetime they instruct me sedulity, acquittal, goodness, rectitude;
در طول عمر آنها به من آموزش میدهند: کوششی، تبرئه، نیکویی، درستکاری;
We bestowed aforetime on Abraham his rectitude of conduct, and well were We acquainted with him.
ما پیش از این، رفتار درست ابراهیم را به او اعطا کردیم و ما به خوبی با او آشنا بودیم.
a person of rectitude
شخصی با درستکاری
strict adherence to rectitude
رعایت دقیق درستکاری
business dealings with rectitude
معاملات تجاری با درستکاری
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید