moral rectitudes
فضیلتهای اخلاقی
ethical rectitudes
فضیلتهای اخلاقی
personal rectitudes
فضیلتهای شخصی
social rectitudes
فضیلتهای اجتماعی
rectitudes of conduct
فضیلتهای رفتار
rectitudes in judgment
فضیلتهای قضاوت
rectitudes of character
فضیلتهای شخصیتی
rectitudes of spirit
فضیلتهای معنوی
rectitudes of thought
فضیلتهای فکری
rectitudes in action
فضیلتهای عملی
he is known for his moral rectitudes.
او به خاطر درستکاریهای اخلاقیاش شناخته شده است.
rectitudes in leadership inspire trust.
درستی در رهبری اعتماد را الهام بخش است.
she always upholds the rectitudes of her profession.
او همیشه از درستکاریهای حرفه خود حمایت میکند.
rectitudes are essential for a just society.
درستکاریها برای یک جامعه عادلانه ضروری هستند.
his rectitudes earned him respect from his peers.
درستکاریهای او احترام همسالانش را برای او به دست آورد.
we should promote rectitudes in our community.
ما باید درستکاریها را در جامعه خود ترویج کنیم.
rectitudes guide our decision-making process.
درستکاریها فرآیند تصمیمگیری ما را راهنمایی میکنند.
she spoke about the importance of rectitudes in education.
او در مورد اهمیت درستکاریها در آموزش صحبت کرد.
rectitudes should be taught from a young age.
درستکاریها باید از سنین پایین آموزش داده شوند.
his rectitudes were evident in his actions.
درستکاریهای او در اعمالش آشکار بود.
moral rectitudes
فضیلتهای اخلاقی
ethical rectitudes
فضیلتهای اخلاقی
personal rectitudes
فضیلتهای شخصی
social rectitudes
فضیلتهای اجتماعی
rectitudes of conduct
فضیلتهای رفتار
rectitudes in judgment
فضیلتهای قضاوت
rectitudes of character
فضیلتهای شخصیتی
rectitudes of spirit
فضیلتهای معنوی
rectitudes of thought
فضیلتهای فکری
rectitudes in action
فضیلتهای عملی
he is known for his moral rectitudes.
او به خاطر درستکاریهای اخلاقیاش شناخته شده است.
rectitudes in leadership inspire trust.
درستی در رهبری اعتماد را الهام بخش است.
she always upholds the rectitudes of her profession.
او همیشه از درستکاریهای حرفه خود حمایت میکند.
rectitudes are essential for a just society.
درستکاریها برای یک جامعه عادلانه ضروری هستند.
his rectitudes earned him respect from his peers.
درستکاریهای او احترام همسالانش را برای او به دست آورد.
we should promote rectitudes in our community.
ما باید درستکاریها را در جامعه خود ترویج کنیم.
rectitudes guide our decision-making process.
درستکاریها فرآیند تصمیمگیری ما را راهنمایی میکنند.
she spoke about the importance of rectitudes in education.
او در مورد اهمیت درستکاریها در آموزش صحبت کرد.
rectitudes should be taught from a young age.
درستکاریها باید از سنین پایین آموزش داده شوند.
his rectitudes were evident in his actions.
درستکاریهای او در اعمالش آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید