recusal

[ایالات متحده]/rɪˈkjuː.zəl/
[بریتانیا]/rɪˈkjuː.zəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعلام عدم صلاحیت برای شرکت در یک روند قانونی
Word Forms
جمعrecusals

عبارات و ترکیب‌ها

judicial recusal

فسخ قضایی

recusal request

درخواست فسخ

recusal decision

تصمیم فسخ

automatic recusal

فسخ خودکار

recusal policy

سیاست فسخ

recusal motion

حرکت فسخ

recusal form

فرم فسخ

recusal process

فرآیند فسخ

recusal standards

استانداردهای فسخ

recusal criteria

معیارهای فسخ

جملات نمونه

the judge announced his recusal from the case.

قاضی اعلام کرد که از رسیدگی به این پرونده کنار کشیده است.

her recusal was necessary to ensure a fair trial.

کنار کشیدنش برای اطمینان از برگزاری یک محاکمه منصفانه ضروری بود.

he filed a motion for the recusal of the prosecutor.

او دادخواست برای کنار کشیدگی دادستان ثبت کرد.

recusal is often required in conflict of interest situations.

کنار کشیدگی اغلب در شرایط تض conflict of interest مورد نیاز است.

the attorney’s recusal was prompted by a personal relationship.

کنار کشیدگی وکیل ناشی از یک رابطه شخصی بود.

there was a debate over the necessity of the judge's recusal.

بحثی در مورد ضرورت کنار کشیدگی قاضی وجود داشت.

his recusal was seen as a responsible decision.

کنار کشیدگی او به عنوان یک تصمیم مسئولانه تلقی شد.

recusal helps maintain the integrity of the legal system.

کنار کشیدگی به حفظ یکپارچگی نظام حقوقی کمک می کند.

the committee discussed the implications of the recusal.

کمیته پیامدهای کنار کشیدگی را مورد بحث قرار داد.

she requested her own recusal from the panel.

او درخواست کرد تا از هیئت داوران کنار کشیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید