redcap

[ایالات متحده]/ˈrɛdkæp/
[بریتانیا]/ˈrɛdˌkæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سرباز یا پلیس نظامی، که اغلب کلاه قرمز می‌پوشد؛ نوعی پرنده معروف به فینچ کلاه‌قرمز؛ یک کارگر یا باربر، به ویژه کسی که بارها را حمل می‌کند
Word Forms
جمعredcaps

عبارات و ترکیب‌ها

redcap hat

کلاه قرمز

redcap mushroom

قارچ قرمز

redcap fish

ماهی قرمز

redcap bird

پرنده قرمز

redcap fairy

پری قرمز

redcap gnome

گنوم قرمز

redcap costume

لباس قرمز

redcap character

شخصیت قرمز

redcap legend

افسانه قرمز

redcap story

داستان قرمز

جملات نمونه

the redcap is a mythical creature in folklore.

سرخرطاس یک موجود افسانه‌ای در فولکلور است.

many people enjoy the stories about redcaps.

بسیاری از مردم از داستان‌های مربوط به سرخرطاس لذت می‌برند.

redcaps are often depicted as mischievous beings.

سرخرطاس اغلب به عنوان موجوداتی شیطنت‌آمیز به تصویر کشیده می‌شوند.

in some tales, redcaps are known to guard treasures.

در برخی داستان‌ها، سرخرطاس به محافظت از گنجینه‌ها معروف هستند.

redcap folklore varies from region to region.

فولکلور سرخرطاس از منطقه به منطقه متفاوت است.

the redcap's signature red hat is very distinctive.

کلاه قرمز مشخصه سرخرطاس بسیار متمایز است.

some people believe redcaps can be helpful spirits.

برخی افراد معتقدند سرخرطاس می‌توانند ارواح مفید باشند.

redcaps are sometimes portrayed as hostile creatures.

سرخرطاس گاهی اوقات به عنوان موجوداتی خصمانه به تصویر کشیده می‌شوند.

in mythology, redcaps are known for their speed.

در اساطیر، سرخرطاس به سرعت خود معروف هستند.

children love to hear tales about redcaps at bedtime.

کودکان عاشق شنیدن داستان‌های مربوط به سرخرطاس در هنگام خواب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید