reddish

[ایالات متحده]/'redɪʃ/
[بریتانیا]/'rɛdɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمی قرمز; با رنگ قرمز آغشته شده

عبارات و ترکیب‌ها

reddish hue

رنگ سرخ

reddish tint

طیف سرخ

reddish hair

موهای قرمز

reddish brown

قهوه‌ای مایل به قرمز

جملات نمونه

reddish-brown and gold blend well.

قهوه‌ای مایل به قرمز و طلایی به خوبی با هم ترکیب می‌شوند.

The reddish-brown color phase of the jaguarundi.

فاز رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز جگواروندی

They’re collecting the ripened reddish berries.

آنها در حال جمع‌آوری توت‌های رسیده و قرمز هستند.

He stained the wood reddish-brown.

او چوب را به رنگ قهوه‌ای قرمز درآورد.

We recognized the robin by its reddish underparts.

ما روباه سرخ را از قسمت های زیرین قرمز رنگش شناختیم.

bearded reddish sheep of southern Asia

گوسفندان سرخ‌ریش از جنوب آسیا

He stirred the coffee until it was a light reddish-brown.

او قهوه را هم زد تا به رنگ قهوه‌ای روشن قرمز درآید.

bluish-gray nuthatch with reddish breast; of northern coniferous forests.

چلغونای خاکستری آبی‌مانند با سینه قرمز رنگ؛ از جنگل‌های همیشه سبز شمالی.

Blue suit and reddish-brown socks!He had fouled up again.

کت آبی و جوراب‌های قهوه‌ای قرمز! او دوباره خراب کرد.

He dressed carefully in the reddish-brown suit he had been married in.

او با احتیاط لباس رسمی قهوه‌ای قرمز که در آن ازدواج کرده بود، پوشید.

He threw out his old suits, all in shades of grey and reddish-brown.

او لباس‌های قدیمی‌اش را دور انداخت، همه آن‌ها به رنگ‌های خاکستری و قهوه‌ای قرمز بودند.

Not far from the road stood a weatherbeaten old barn of reddish-grey brick and tile .

نزدیک جاده، یک انبار قدیمی و فرسوده از آجر و کاشی به رنگ خاکستری قرمز قرار داشت.

any of numerous varieties of helianthemums having small roselike yellow or white or reddish flowers.

هر یک از انواع متعدد هلیانتاموم با گل‌های کوچک به شکل گل رز، زرد، سفید یا قرمز.

Petals free, alternating with 5 extrastaminal nectary glands, yellow to reddish yellow, rarely white, often denticulate at apex.

گلبرگ‌ها آزاد هستند، با 5 غدد شهد خارج‌رشته‌ای جایگزین شده‌اند، زرد تا قرمز مایل به زرد، به ندرت سفید، اغلب دندانه‌دار در نوک.

nocturnal seminal and amnesia;feverish palms and soles;orolingual sore;reddish tongue with little fur;thin and rapid pulse.

شب‌رو، منی، و آمنزی؛ کف دست و پا تب‌دار؛ زخم دهانی و زبانی؛ زبان قرمز با کمی پوشش؛ نبض نازک و سریع.

4. any plant of the genus Alocasia having large showy basal leaves and boat-shaped spathe and reddish berries.

4. هر گیاهی از جنس آلکازیا با برگ‌های بزرگ و نمایشی در پایه، غده‌ای به شکل قایق و توت‌های قرمز.

A wingless,odorous insect(Cimex lectularius)with a flat,reddish body that infests dwellings and bedding and feeds on human blood.

یک حشره بدون بال، معطر (Cimex lectularius) با بدنی صاف و قرمز رنگ که خانه‌ها و بسترها را آلوده می‌کند و از خون انسان تغذیه می‌کند.

The most advanced discovery in green one gemmule is gules, that red is not bright-coloured also however, have kind of dark reddish purple that has been hit by frost.

پیشرفته‌ترین کشف در یک گُلمول سبز، گُلز است، این واقعیت که قرمز هم رنگی روشن نیست، با این حال، نوعی بنفش قرمز تیره وجود دارد که مورد اصابت سرما قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید