redheader

[ایالات متحده]/ˈredhedə(r)/
[بریتانیا]/ˈrɛdˌhɛdər/

ترجمه

n. یک فرد با موی قرمز؛ کسی که مویش رنگ قرمز یا قرمز رنگ است
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the website features a striking redheader at the top of the homepage.

وب‌سایت یک هدر قرمز جذاب در بالای صفحه اصلی دارد.

please add a redheader to the promotional email template.

لطفاً یک هدر قرمز به الگوی ایمیل تبلیغاتی اضافه کنید.

the designer created a custom redheader for the brand's landing page.

طراح یک هدر قرمز سفارشی برای صفحه ورود برند ایجاد کرد.

our email client properly displays the redheader across all devices.

کلاینت ایمیل ما به درستی هدر قرمز را در تمام دستگاه‌ها نمایش می‌دهد.

the redheader contains the company logo and navigation menu.

هدر قرمز لوگوی شرکت و منوی ناوبری را شامل می‌شود.

we need to adjust the contrast of the redheader text.

ما نیاز داریم تا تضاد متن هدر قرمز را تنظیم کنیم.

the redheader automatically adapts to different screen sizes.

هدر قرمز به طور خودکار به اندازه‌های مختلف صفحه نمایش سازگار می‌شود.

marketing reports show higher click-through rates with redheader emails.

گزارش‌های بازاریابی نشان می‌دهد که ایمیل‌هایی با هدر قرمز نرخ کلیک بالاتری دارند.

the redheader design follows modern ui/ux principles.

طراحی هدر قرمز بر اساس اصول جدید UI/UX است.

developers can customize the redheader through the admin panel.

توسعه‌دهندگان می‌توانند هدر قرمز را از طریق پنل مدیریت شخصی‌سازی کنند.

the redheader background uses a semi-transparent overlay effect.

پس‌زمینه هدر قرمز از اثر رویه نیمه شفاف استفاده می‌کند.

a bold redheader immediately captures the reader's attention.

یک هدر قرمز جریح به طور فوری توجه خواننده را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید