redounded

[ایالات متحده]/rɪˈdaʊndɪd/
[بریتانیا]/rɪˈdaʊndɪd/

ترجمه

v. به نتیجه‌ای کمک کردن; گسترش یا رسیدن; بازپرداخت یا جبران کردن; داشتن یک پیامد یا اثر

عبارات و ترکیب‌ها

redounded to

به آن بازگشت

redounded upon

بر آن بازگشت

redounded back

به عقب بازگشت

redounded from

از آن بازگشت

redounded greatly

به طور قابل توجهی بازگشت

redounded positively

به طور مثبت بازگشت

redounded negatively

به طور منفی بازگشت

redounded well

به خوبی بازگشت

redounded fully

به طور کامل بازگشت

redounded ultimately

در نهایت بازگشت

جملات نمونه

his hard work redounded to his success.

تلاش زیاد او به موفقیتش انجامید.

the team's efforts redounded in a championship victory.

تلاش‌های تیم به پیروزی در مسابقات قهرمانی انجامید.

her kindness redounded to her reputation in the community.

مهربانی او به شهرت او در جامعه انجامید.

the investment redounded to the company's growth.

سرمایه‌گذاری به رشد شرکت انجامید.

his generosity redounded to the benefit of many.

جود او به نفع بسیاری انجامید.

the campaign's success redounded to the organization's credibility.

موفقیت کمپین به اعتبار سازمان انجامید.

the new policy redounded to the welfare of the employees.

سیاست جدید به رفاه کارکنان انجامید.

her dedication redounded to the team's overall performance.

تعهد او به عملکرد کلی تیم انجامید.

the feedback redounded to improvements in the product.

بازخورد به بهبود محصول انجامید.

the charity event redounded to the support of local families.

رویداد خیریه به حمایت از خانواده‌های محلی انجامید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید