contributed significantly
به طور قابل توجهی کمک کرد
contributed to success
به موفقیت کمک کرد
contributed greatly
به طور چشمگیری کمک کرد
contributed ideas
ایدههایی ارائه داد
contributed funds
بودجهای اهدا کرد
contributed time
زمان صرف کرد
contributed value
ارزش افزود
contributed efforts
تلاش کرد
contributed positively
به طور مثبت کمک کرد
she contributed significantly to the team's success.
او به طور قابل توجهی به موفقیت تیم کمک کرد.
he contributed a chapter to the new book on climate change.
او یک فصل به کتاب جدید در مورد تغییرات آب و هوایی کمک کرد.
the charity contributed funds to disaster relief efforts.
نهاد خیریه بودجهای را برای کمک به تلاشهای امدادرسانی در سوانح طبیعی اهدا کرد.
many scientists contributed to the understanding of dna.
دانشمندان زیادی به درک DNA کمک کردند.
the local business contributed generously to the school fundraiser.
کسب و کار محلی به طور سخاوتمندانه به جمع آوری کمک های مالی مدرسه کمک کرد.
the artist contributed a beautiful mural to the city.
هنرمند یک نقاشی دیواری زیبا به شهر اهدا کرد.
the volunteer contributed valuable time to the project.
داوطلب زمان ارزشمندی را به پروژه اختصاص داد.
the research contributed new insights into the disease.
تحقیقات بینشهای جدیدی در مورد بیماری ارائه کرد.
the student contributed thoughtful ideas during the discussion.
دانشجو ایده های دقیق و سنجیده ای را در طول بحث ارائه کرد.
the company contributed to a positive work environment.
شرکت به ایجاد یک محیط کار مثبت کمک کرد.
the musician contributed a unique style to the genre.
آهنگساز سبکی منحصر به فرد به ژانر اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید