reedbed

[ایالات متحده]/ˈriːdbed/
[بریتانیا]/ˈriːdbed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

un.منطقه تشتک ح苇
n. جنگل ح苇؛ تشک ح苇
Word Forms
جمعreedbeds

جملات نمونه

the reedbed provides essential habitat for marsh birds.

تالاب‌ها زیستگاه ضروری برای پرندگان مردابی را فراهم می‌کنند.

conservationists are working on reedbed restoration projects.

محافظان محیط زیست در حال کار بر روی پروژه‌های احیای تالاب‌ها هستند.

the reedbed ecosystem supports diverse wildlife species.

زیست‌بوم تالابی از گونه‌های متنوع حیات وحش پشتیبانی می‌کند.

herons nest in the dense vegetation of the reedbed.

هوکرها در پوشش گیاهی متراکم تالاب‌ها لانه می‌سازند.

reedbed management requires careful water level control.

مدیریت تالاب‌ها نیاز به کنترل دقیق سطح آب دارد.

the company plans to develop a new reedbed area.

شرکت قصد دارد یک منطقه تالابی جدید را توسعه دهد.

scientists study the carbon storage capabilities of reedbeds.

دانشمندان توانایی‌های ذخیره کربن تالاب‌ها را مطالعه می‌کنند.

migratory birds stop at the reedbed during their journey.

پرندگان مهاجر در طول سفر خود در تالاب‌ها توقف می‌کنند.

the reedbed acts as a natural water filter system.

تالاب‌ها به عنوان یک سیستم فیلتر طبیعی آب عمل می‌کنند.

local communities benefit from reedbed conservation efforts.

جامعه‌های محلی از تلاش‌های حفاظتی تالاب‌ها بهره‌مند می‌شوند.

winter reedbeds offer shelter for wildlife during cold months.

تالاب‌های زمستانی در ماه‌های سرد پناهگاهی برای حیات وحش فراهم می‌کنند.

the nature reserve contains over fifty hectares of reedbed.

محوطه حفاظت‌شده بیش از پنجاه هکتار تالاب دارد.

reedbed vegetation helps prevent soil erosion along riverbanks.

پوشش گیاهی تالاب‌ها به جلوگیری از فرسایش خاک در امتداد حاشیه رودخانه کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید