refaced walls
دیوارهای بازسازیشده
refaced cabinets
کابینتهای بازسازیشده
refaced countertops
سطح پیشخوانهای بازسازیشده
refaced furniture
مبلمان بازسازیشده
refaced surfaces
سطوح بازسازیشده
refaced structures
ساختارهای بازسازیشده
refaced exteriors
نمای بیرونی بازسازیشده
refaced facades
نماهای بازسازیشده
refaced areas
مناطقی که بازسازی شدهاند
refaced sections
بخشهای بازسازیشده
the building was refaced to improve its appearance.
ساختمان برای بهبود ظاهر آن بازسازی شد.
they decided to have the old furniture refaced instead of buying new pieces.
آنها تصمیم گرفتند به جای خرید قطعات جدید، مبلمان قدیمی را بازسازی کنند.
the company refaced its logo to modernize its brand image.
شرکت لوگوی خود را بازسازی کرد تا تصویر برند خود را مدرن کند.
after years of wear, the cabinets were refaced to look like new.
پس از سالها استفاده، کابینتها بازسازی شدند تا مانند نو به نظر برسند.
we refaced the countertops to match the new kitchen design.
ما پیشخوانها را بازسازی کردیم تا با طراحی جدید آشپزخانه مطابقت داشته باشند.
the car was refaced with a fresh coat of paint.
ماشین با یک لایه رنگ جدید بازسازی شد.
she refaced her resume to highlight her recent achievements.
او رزومه خود را بازسازی کرد تا دستاوردهای اخیر خود را برجسته کند.
the store refaced its displays to attract more customers.
فروشگاه نمایشگرهای خود را بازسازی کرد تا مشتریان بیشتری را جذب کند.
to keep up with trends, the website was refaced completely.
برای هماهنگی با روندها، وب سایت به طور کامل بازسازی شد.
the old theater was refaced, restoring its historical charm.
تئاتر قدیمی بازسازی شد و جذابیت تاریخی آن بازگردانده شد.
refaced walls
دیوارهای بازسازیشده
refaced cabinets
کابینتهای بازسازیشده
refaced countertops
سطح پیشخوانهای بازسازیشده
refaced furniture
مبلمان بازسازیشده
refaced surfaces
سطوح بازسازیشده
refaced structures
ساختارهای بازسازیشده
refaced exteriors
نمای بیرونی بازسازیشده
refaced facades
نماهای بازسازیشده
refaced areas
مناطقی که بازسازی شدهاند
refaced sections
بخشهای بازسازیشده
the building was refaced to improve its appearance.
ساختمان برای بهبود ظاهر آن بازسازی شد.
they decided to have the old furniture refaced instead of buying new pieces.
آنها تصمیم گرفتند به جای خرید قطعات جدید، مبلمان قدیمی را بازسازی کنند.
the company refaced its logo to modernize its brand image.
شرکت لوگوی خود را بازسازی کرد تا تصویر برند خود را مدرن کند.
after years of wear, the cabinets were refaced to look like new.
پس از سالها استفاده، کابینتها بازسازی شدند تا مانند نو به نظر برسند.
we refaced the countertops to match the new kitchen design.
ما پیشخوانها را بازسازی کردیم تا با طراحی جدید آشپزخانه مطابقت داشته باشند.
the car was refaced with a fresh coat of paint.
ماشین با یک لایه رنگ جدید بازسازی شد.
she refaced her resume to highlight her recent achievements.
او رزومه خود را بازسازی کرد تا دستاوردهای اخیر خود را برجسته کند.
the store refaced its displays to attract more customers.
فروشگاه نمایشگرهای خود را بازسازی کرد تا مشتریان بیشتری را جذب کند.
to keep up with trends, the website was refaced completely.
برای هماهنگی با روندها، وب سایت به طور کامل بازسازی شد.
the old theater was refaced, restoring its historical charm.
تئاتر قدیمی بازسازی شد و جذابیت تاریخی آن بازگردانده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید