refactoring

[ایالات متحده]/ˌriːˈfæktərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈfæktərɪŋ/

ترجمه

n. فرآیند بازسازی کد کامپیوتر موجود بدون تغییر رفتار خارجی آن.

عبارات و ترکیب‌ها

refactoring code

بازسازی کد

code refactoring

بازسازی کد

need refactoring

نیاز به بازسازی

refactoring tools

ابزارهای بازسازی

refactoring process

فرآیند بازسازی

major refactoring

بازسازی اساسی

simple refactoring

بازسازی ساده

refactoring types

انواع بازسازی

جملات نمونه

the team is currently doing some refactoring on the codebase.

گروه در حال حاضر در حال انجام بازسازی کد هستند.

refactoring can improve code readability and maintainability.

بازسازی می‌تواند خوانایی و قابلیت نگهداری کد را بهبود بخشد.

this refactoring will make the system more scalable.

این بازسازی باعث می‌شود سیستم مقیاس‌پذیرتر شود.

refactoring is a crucial part of software development.

بازسازی یک بخش حیاتی از توسعه نرم‌افزار است.

we need to refactor this code before we can add new features.

ما باید این کد را بازسازی کنیم قبل از اینکه بتوانیم ویژگی‌های جدیدی اضافه کنیم.

the refactoring process can be time-consuming but worthwhile.

فرآیند بازسازی می‌تواند زمان‌بر اما ارزشمند باشد.

refactoring is often done to eliminate technical debt.

بازسازی اغلب برای از بین بردن بدهی فنی انجام می‌شود.

a good refactoring should not change the external behavior of the system.

یک بازسازی خوب نباید رفتار خارجی سیستم را تغییر دهد.

refactoring can help to improve code performance.

بازسازی می‌تواند به بهبود عملکرد کد کمک کند.

the developer needs to carefully plan the refactoring process.

توسعه‌دهنده باید فرآیند بازسازی را با دقت برنامه‌ریزی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید