refilling

[ایالات متحده]/[rɪˈfɪlɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈfɪlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره پر کردن؛ دوباره پر کردن.
n. عمل دوباره پر کردن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

refilling the tank

پر کردن مخزن

refilling station

ایستگاه سوخت‌رسانی

refilling cup

لیوان پر کردن

refilling process

فرآیند پر کردن

refilling container

ظرف پر کردن

refilling machine

دستگاه پر کردن

refilling quickly

پر کردن سریع

refilling water

پر کردن آب

refilling bottles

پر کردن بطری‌ها

refilling time

زمان پر کردن

جملات نمونه

i'm refilling my water bottle at the fountain.

من دارم بطری آبم را در شیر آب دوباره پر می‌کنم.

the barista is refilling the coffee machine.

باریستا دارد دستگاه قهوه ساز را دوباره پر می‌کند.

after the party, we spent an hour refilling the fridge.

بعد از مهمانی، ما یک ساعت وقت صرف پر کردن دوباره یخچال کردیم.

he was busy refilling the printer with ink cartridges.

او مشغول پر کردن دوباره پرینتر با کارتریج جوهر بود.

she enjoys the simple task of refilling bird feeders.

او از انجام این کار ساده پر کردن دوباره طوطی‌پران‌ها لذت می‌برد.

the gas station attendant started refilling my car's tank.

خدمتکار ایستگاه سوخت شروع به پر کردن دوباره مخزن ماشین من کرد.

we need to start refilling the supply cabinet before it's empty.

ما باید قبل از خالی شدن، شروع به پر کردن دوباره کابینت لوازم کنیم.

the employee was refilling the soda machine with syrup.

کارمند مشغول پر کردن دوباره دستگاه نوشابه با شربت بود.

the housekeeper is refilling the soap dispenser in the bathroom.

خدمتکار مشغول پر کردن دوباره دیسپنسر صابون در حمام است.

i'm refilling my prescription at the pharmacy today.

من امروز در داروخانه نسخه خود را دوباره پر می‌کنم.

the technician is refilling the refrigerant in the air conditioner.

تکنسین مشغول پر کردن دوباره مبرد در کولر گازی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید