refillings

[ایالات متحده]/ˌriːˈfɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˌriːˈfɪlɪŋz/

ترجمه

n.چندپایه بودن؛ دوباره پر کردن یا عمل دوباره پر کردن (به عنوان فعل/اسم استفاده می‌شود)
v. فعل در حال انجام پر کردن مجدد؛ عمل پر کردن مجدد چیزی یا فرآیند پر شدن مجدد

جملات نمونه

the coffee machine requires frequent refillings during busy hours.

دستگاه قهوه ساز در ساعات شلوغ به پر کردن مکرر نیاز دارد.

please save your refillings from this water bottle program.

لطفاً refill های خود را از این برنامه بطری آب ذخیره کنید.

the ink refillings for this printer are running low.

ریフィル جوهر برای این چاپگر در حال کم شدن است.

she keeps track of all her prescription refillings.

او تمام refill های نسخه خود را پیگیری می‌کند.

the restaurant offers unlimited soda refillings with meals.

رستوران با وعده غذایی، refill های نوشابه نامحدود ارائه می‌دهد.

these pen refillings are compatible with most brands.

این refill های خودکار با بیشتر برندها سازگار هستند.

we need to order more toner refillings for the office.

ما باید refill تونر بیشتری برای دفتر سفارش دهیم.

the dental office handles dozens of tooth powder refillings daily.

کلینیک دندانپزشکی به طور روزانه ده‌ها refill پودر دندان را انجام می‌دهد.

auto shops recommend regular windshield washer fluid refillings.

مغازه‌های خودروسازی به طور مرتب refill مایع شیشه‌شور را توصیه می‌کنند.

keep the refillings in a cool, dry place for longevity.

refill ها را در جای خشک و خنک برای طول عمر نگهداری کنید.

the warranty covers the pump but not the soap refillings.

گارانتی پمپ را پوشش می‌دهد اما نه refill صابون را.

our loyalty program rewards customers who bring their own refillings.

برنامه وفاداری ما به مشتریانی که refill خود را می‌آورند پاداش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید