refinanced

[ایالات متحده]/ˌriːˈfaɪnænstd/
[بریتانیا]/ˌriːˈfaɪnænstd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای چیزی تأمین مالی جدید فراهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

refinanced mortgage

رهن مجدد

refinanced loan

وام مجدد

refinanced debt

بدهی مجدد

refinanced interest

بهره مجدد

refinanced terms

شرایط مجدد

refinanced rate

نرخ مجدد

refinanced property

ملکیت مجدد

refinanced equity

سرمایه مجدد

refinanced agreement

توافق مجدد

refinanced options

گزینه‌های مجدد

جملات نمونه

she refinanced her mortgage to get a lower interest rate.

او وام مسکن خود را مجدداً تامین کرد تا نرخ بهره کمتری به دست آورد.

many homeowners refinanced their loans during the economic downturn.

بسیاری از صاحبان خانه وام های خود را در دوران رکود اقتصادی مجدداً تامین کردند.

he refinanced his car loan to reduce monthly payments.

او وام خودروی خود را مجدداً تامین کرد تا پرداخت های ماهانه را کاهش دهد.

they decided to refinance their student loans for better terms.

آنها تصمیم گرفتند وام های دانشجویی خود را با شرایط بهتر مجدداً تامین کنند.

he refinanced his home to take advantage of lower rates.

او خانه خود را مجدداً تامین کرد تا از نرخ های پایین تر بهره مند شود.

refinanced loans can help consolidate debt more effectively.

وام های مجدداً تامین شده می توانند به تجمیع بدهی به طور موثرتری کمک کنند.

she successfully refinanced her business loan last month.

او ماه گذشته با موفقیت وام تجاری خود را مجدداً تامین کرد.

they refinanced their property to access cash for renovations.

آنها ملک خود را مجدداً تامین کردند تا برای بازسازی پول نقد به دست آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید