refolds easily
Persian_translation
the winter storm refolds the landscape into new shapes overnight.
طوفان زمستانی منظره را در طول شب به شکلهای جدید بازآفرینی میکند.
the pack refolds neatly after the trip.
کوله پشتی پس از سفر به طور مرتب بازآفرینی میشود.
she refolds the blanket and puts it back on the couch.
او پتو را بازآفرینی میکند و دوباره روی مبل میگذارد.
he refolds the map carefully before slipping it into his pocket.
او قبل از قرار دادن آن در جیب خود نقشه را با دقت بازآفرینی میکند.
the clerk refolds the shirt and stacks it on the display table.
کارمند پیراهن را بازآفرینی میکند و آن را روی میز نمایش میگذارد.
please refolds the towels and put them in the linen closet.
لطفاً حولهها را بازآفرینی کنید و آنها را در کمد لباس قرار دهید.
after the fitting, the tailor refolds the fabric and labels the bundle.
پس از پرو لباس، خیاط پارچه را بازآفرینی میکند و دسته را برچسبگذاری میکند.
on the assembly line, the machine refolds the cardboard and seals the box.
در خط تولید، دستگاه مقوا را بازآفرینی میکند و جعبه را مهر و موم میکند.
the assistant refolds the brochure and returns it to the rack.
دستیار بروشور را بازآفرینی میکند و آن را به قفسه برمیگرداند.
the caregiver refolds the bandage and secures it with tape.
مراقبتکننده بانداژ را بازآفرینی میکند و آن را با نوار محکم میکند.
he refolds the flag with respect and stores it in a case.
او با احترام پرچم را بازآفرینی میکند و آن را در یک جعبه نگهداری میکند.
the artist refolds the paper and aligns the creases for a clean edge.
هنرمند کاغذ را بازآفرینی میکند و برای داشتن یک لبه تمیز، چینها را تراز میکند.
refolds easily
Persian_translation
the winter storm refolds the landscape into new shapes overnight.
طوفان زمستانی منظره را در طول شب به شکلهای جدید بازآفرینی میکند.
the pack refolds neatly after the trip.
کوله پشتی پس از سفر به طور مرتب بازآفرینی میشود.
she refolds the blanket and puts it back on the couch.
او پتو را بازآفرینی میکند و دوباره روی مبل میگذارد.
he refolds the map carefully before slipping it into his pocket.
او قبل از قرار دادن آن در جیب خود نقشه را با دقت بازآفرینی میکند.
the clerk refolds the shirt and stacks it on the display table.
کارمند پیراهن را بازآفرینی میکند و آن را روی میز نمایش میگذارد.
please refolds the towels and put them in the linen closet.
لطفاً حولهها را بازآفرینی کنید و آنها را در کمد لباس قرار دهید.
after the fitting, the tailor refolds the fabric and labels the bundle.
پس از پرو لباس، خیاط پارچه را بازآفرینی میکند و دسته را برچسبگذاری میکند.
on the assembly line, the machine refolds the cardboard and seals the box.
در خط تولید، دستگاه مقوا را بازآفرینی میکند و جعبه را مهر و موم میکند.
the assistant refolds the brochure and returns it to the rack.
دستیار بروشور را بازآفرینی میکند و آن را به قفسه برمیگرداند.
the caregiver refolds the bandage and secures it with tape.
مراقبتکننده بانداژ را بازآفرینی میکند و آن را با نوار محکم میکند.
he refolds the flag with respect and stores it in a case.
او با احترام پرچم را بازآفرینی میکند و آن را در یک جعبه نگهداری میکند.
the artist refolds the paper and aligns the creases for a clean edge.
هنرمند کاغذ را بازآفرینی میکند و برای داشتن یک لبه تمیز، چینها را تراز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید