light refracted
نور شکسته
refracted rays
اشعههای شکسته
refracted image
تصویر شکسته
refracted waves
امواج شکسته
refracted colors
رنگهای شکسته
refracted light
نور شکسته
refracted sound
صداهای شکسته
refracted paths
مسیرهای شکسته
refracted beams
تکههای شکسته
refracted spectrum
طیف شکسته
the light was refracted through the glass prism.
نور از طریق منشور شیشه ای عبور کرد.
her voice was refracted in the empty hall.
صدای او در تالار خالی منعکس شد.
the colors were refracted beautifully in the water.
رنگ ها به زیبایی در آب شکسته شدند.
he observed how the sunlight refracted off the surface of the lake.
او مشاهده کرد که نور خورشید چگونه از سطح دریاچه عبور می کند.
the image was refracted by the curved lens.
تصویر توسط عدسی محدب شکسته شد.
when light is refracted, it changes direction.
هنگامی که نور شکسته می شود، جهت آن تغییر می کند.
the artist used refracted light to create stunning effects.
هنرمند از نور شکسته برای ایجاد جلوه های خیره کننده استفاده کرد.
refraction occurs when light passes through different mediums.
شکست نور زمانی رخ می دهد که نور از طریق محیط های مختلف عبور می کند.
the refracted rays formed a rainbow in the sky.
اشعه های شکسته یک رنگین کمان در آسمان ایجاد کردند.
scientists study how light is refracted in various materials.
دانشمندان مطالعه می کنند که نور چگونه در مواد مختلف شکسته می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید