| جمع | refuellers |
fuel refueller
سوختتانککننده
aircraft refueller
تانککننده هواپیما
mobile refueller
تانککننده متحرک
refueller truck
کامیون تانککننده
refueller station
ایستگاه تانککننده
refueller vehicle
وسیله نقلیه تانککننده
refueller service
خدمات تانککننده
refueller system
سیستم تانککننده
refueller operator
اپراتور تانککننده
refueller equipment
تجهیزات تانککننده
the refueller arrived just in time for the aircraft.
راننده سوخترسان درست به موقع برای هواپیما رسید.
we need a reliable refueller for our fleet.
ما به یک راننده سوخترسان قابل اعتماد برای ناوگان خود نیاز داریم.
the refueller filled the tanks quickly and efficiently.
راننده سوخترسان به سرعت و با کارایی مخازن را پر کرد.
during the operation, the refueller maintained safety protocols.
در طول عملیات، راننده سوخترسان از پروتکلهای ایمنی پیروی کرد.
the refueller used a special nozzle to prevent spills.
راننده سوخترسان از یک نازل ویژه برای جلوگیری از نشت استفاده کرد.
training for a refueller is essential for safety.
آموزش برای راننده سوخترسان برای ایمنی ضروری است.
the refueller worked diligently throughout the night.
راننده سوخترسان در طول شب با تلاش فراوان کار کرد.
we have scheduled the refueller to arrive at noon.
ما زمان رسیدن راننده سوخترسان را برای ظهر برنامهریزی کردهایم.
the refueller completed the task ahead of schedule.
راننده سوخترسان وظیفه را زودتر از موعد به پایان رساند.
each refueller must pass a certification exam.
هر راننده سوخترسان باید در آزمون صلاحیت شرکت کند.
fuel refueller
سوختتانککننده
aircraft refueller
تانککننده هواپیما
mobile refueller
تانککننده متحرک
refueller truck
کامیون تانککننده
refueller station
ایستگاه تانککننده
refueller vehicle
وسیله نقلیه تانککننده
refueller service
خدمات تانککننده
refueller system
سیستم تانککننده
refueller operator
اپراتور تانککننده
refueller equipment
تجهیزات تانککننده
the refueller arrived just in time for the aircraft.
راننده سوخترسان درست به موقع برای هواپیما رسید.
we need a reliable refueller for our fleet.
ما به یک راننده سوخترسان قابل اعتماد برای ناوگان خود نیاز داریم.
the refueller filled the tanks quickly and efficiently.
راننده سوخترسان به سرعت و با کارایی مخازن را پر کرد.
during the operation, the refueller maintained safety protocols.
در طول عملیات، راننده سوخترسان از پروتکلهای ایمنی پیروی کرد.
the refueller used a special nozzle to prevent spills.
راننده سوخترسان از یک نازل ویژه برای جلوگیری از نشت استفاده کرد.
training for a refueller is essential for safety.
آموزش برای راننده سوخترسان برای ایمنی ضروری است.
the refueller worked diligently throughout the night.
راننده سوخترسان در طول شب با تلاش فراوان کار کرد.
we have scheduled the refueller to arrive at noon.
ما زمان رسیدن راننده سوخترسان را برای ظهر برنامهریزی کردهایم.
the refueller completed the task ahead of schedule.
راننده سوخترسان وظیفه را زودتر از موعد به پایان رساند.
each refueller must pass a certification exam.
هر راننده سوخترسان باید در آزمون صلاحیت شرکت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید