refueller

[ایالات متحده]/ˈrɛfjʊlər/
[بریتانیا]/ˈrɛfjuːlər/

ترجمه

n. وسیله‌ای برای سوخت‌گیری هواپیما یا وسایل نقلیه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fuel refueller

سوخت‌تانک‌کننده

aircraft refueller

تانک‌کننده هواپیما

mobile refueller

تانک‌کننده متحرک

refueller truck

کامیون تانک‌کننده

refueller station

ایستگاه تانک‌کننده

refueller vehicle

وسیله نقلیه تانک‌کننده

refueller service

خدمات تانک‌کننده

refueller system

سیستم تانک‌کننده

refueller operator

اپراتور تانک‌کننده

refueller equipment

تجهیزات تانک‌کننده

جملات نمونه

the refueller arrived just in time for the aircraft.

راننده سوخت‌رسان درست به موقع برای هواپیما رسید.

we need a reliable refueller for our fleet.

ما به یک راننده سوخت‌رسان قابل اعتماد برای ناوگان خود نیاز داریم.

the refueller filled the tanks quickly and efficiently.

راننده سوخت‌رسان به سرعت و با کارایی مخازن را پر کرد.

during the operation, the refueller maintained safety protocols.

در طول عملیات، راننده سوخت‌رسان از پروتکل‌های ایمنی پیروی کرد.

the refueller used a special nozzle to prevent spills.

راننده سوخت‌رسان از یک نازل ویژه برای جلوگیری از نشت استفاده کرد.

training for a refueller is essential for safety.

آموزش برای راننده سوخت‌رسان برای ایمنی ضروری است.

the refueller worked diligently throughout the night.

راننده سوخت‌رسان در طول شب با تلاش فراوان کار کرد.

we have scheduled the refueller to arrive at noon.

ما زمان رسیدن راننده سوخت‌رسان را برای ظهر برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

the refueller completed the task ahead of schedule.

راننده سوخت‌رسان وظیفه را زودتر از موعد به پایان رساند.

each refueller must pass a certification exam.

هر راننده سوخت‌رسان باید در آزمون صلاحیت شرکت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید