behave regally
رفتار سلطنتی
regally dressed
به شکلی سلطنتی پوشیده شده
regally appointed
به طور سلطنتی منصوب شده
regally decorated
به شکلی سلطنتی تزئین شده
regally adorned
به شکلی سلطنتی آراسته
The king walked regally through the palace halls.
شاه با وقار از راهروهای قصر عبور کرد.
She carried herself regally, with grace and poise.
او با وقار، ظرافت و اعتماد به نفس رفتار میکرد.
The queen greeted the guests regally at the royal banquet.
ملکه با وقار مهمانان را در ضیافت سلطنتی خوشامد گفت.
The regally dressed dignitaries arrived at the ceremony.
سفیدپوشان باوقار در مراسم حاضر شدند.
He spoke regally, commanding the attention of all in the room.
او با وقار صحبت کرد و توجه همه افراد حاضر در اتاق را به خود جلب کرد.
The regally decorated ballroom was fit for a royal celebration.
تالار رقص با شکوهی که با وقار تزئین شده بود، برای جشن سلطنتی مناسب بود.
The regally appointed ambassador represented the country with dignity.
سفیر منصوب باوقار کشور را با وقار نمایندگی میکرد.
The regally adorned throne room was where the king held court.
اتاق سلطنتی با شکوهی که با وقار تزئین شده بود، جایی بود که شاه در آن حکم میراند.
The regally attired queen made a grand entrance at the gala.
ملکه با لباسهای باوقار با ورود باشکوهی در مهمانی ظاهر شد.
The regally designed crown sparkled with precious gems.
تاج با طراحی باوقار با جواهرات گرانبها میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید