regarder

[ایالات متحده]/[rɪˈɡɑːdə]/
[بریتانیا]/[rɪˈɡɑːrdə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نگاه کردن یا تماشای کردن؛ در نظر گرفتن یا ارزیابی کردن؛ توجه کردن
n. عمل نگاه کردن یا تماشای کردن؛ نحوه دیدن یا نگرش به چیزی؛ نظر
Word Forms
جمعregarders

جملات نمونه

we need to regarder the market trends carefully.

ما باید روند بازار را با دقت بررسی کنیم.

she regardait le coucher de soleil avec émerveillement.

او غروب خورشید را با حیرت تماشا می‌کرد.

regarder la télévision pendant des heures n'est pas sain.

تماشای تلویزیون به مدت چند ساعت سالم نیست.

can you regarder my work and give me feedback?

می‌توانید کار من را بررسی کنید و بازخورد دهید؟

he regardait attentivement les données sur l'écran.

او داده‌ها روی صفحه را با دقت تماشا می‌کرد.

regarder un film est une bonne façon de se détendre.

تماشای فیلم راهی خوب برای آرامش است.

they regardent l'avenir avec optimisme.

آنها آینده را با خوش‌بینی تماشا می‌کنند.

regarder les étoiles est un passe-temps agréable.

تماشای ستاره‌ها یک سرگرمی دلپذیر است.

i regard the situation with a degree of skepticism.

من با درجه‌ای از بدبینی به این وضعیت نگاه می‌کنم.

regarder son enfant grandir est un privilège.

تماشای بزرگ شدن فرزندتان یک امتیاز است.

regarder les résultats des élections était stressant.

تماشای نتایج انتخابات استرس‌زا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید