reglaze

[ایالات متحده]/rɪˈɡleɪz/
[بریتانیا]/rɪˈɡleɪz/

ترجمه

v. یک لایه جدید لعاب را اعمال کردن؛ شیشه جدید را جایگزین یا نصب کردن
Word Forms
زمان گذشتهreglazed
قسمت سوم فعلreglazed
صفت یا فعل حال استمراریreglazing
شکل سوم شخص مفردreglazes
جمعreglazes

عبارات و ترکیب‌ها

reglaze windows

بازسازی پنجره

reglaze tiles

بازسازی کاشی‌ها

reglaze ceramics

بازسازی سرامیک‌ها

reglaze glass

بازسازی شیشه

reglaze bathtub

بازسازی وان حمام

reglaze sink

بازسازی سینک

reglaze countertop

بازسازی پیشخوان

reglaze shower

بازسازی دوش

reglaze pottery

بازسازی گلدان

reglaze fixtures

بازسازی اتصالات

جملات نمونه

we need to reglaze the windows before winter.

ما باید قبل از زمستان پنجره‌ها را دوباره لعاب دهیم.

the pottery will be reglazed to enhance its color.

گلدان‌ها برای افزایش رنگشان دوباره لعاب داده خواهند شد.

it's time to reglaze the old tiles in the bathroom.

وقت آن است که کاشی‌های قدیمی حمام را دوباره لعاب دهیم.

they decided to reglaze the doors for a fresh look.

آنها تصمیم گرفتند درها را برای ظاهری جدید دوباره لعاب دهند.

reglazing the ceramics will protect them from damage.

دوباره لعاب دادن به سرامیک‌ها از آسیب دیدن آنها جلوگیری می‌کند.

we hired a professional to reglaze the bathtub.

ما یک متخصص استخدام کردیم تا وان حمام را دوباره لعاب دهد.

reglazing can significantly improve the appearance of old furniture.

دوباره لعاب دادن می‌تواند به طور قابل توجهی ظاهر مبلمان قدیمی را بهبود بخشد.

it's important to reglaze items that will be used frequently.

مهم است که وسایلی را که به طور مکرر استفاده می‌شوند دوباره لعاب دهیم.

after reglazing, the vase looked brand new.

پس از دوباره لعاب دادن، گلدان کاملاً نو به نظر می‌رسید.

he plans to reglaze the kitchen countertops this weekend.

او قصد دارد این آخر هفته پیشخوان آشپزخانه را دوباره لعاب دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید