regressor

[ایالات متحده]/rɪˈɡrɛsə/
[بریتانیا]/rɪˈɡrɛsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متغیر استفاده شده در تحلیل رگرسیون

عبارات و ترکیب‌ها

linear regressor

رگرسیون خطی

multiple regressor

رگرسیون چندگانه

regressor model

مدل رگرسیون

regressor analysis

تجزیه و تحلیل رگرسیون

regressor variable

متغیر رگرسیون

regressor function

تابع رگرسیون

regressor coefficient

ضریب رگرسیون

regressor selection

انتخاب رگرسیون

regressor training

آموزش رگرسیون

regressor output

خروجی رگرسیون

جملات نمونه

the model uses a regressor to predict the outcome.

مدل از یک رگرسیون برای پیش‌بینی نتیجه استفاده می‌کند.

a linear regressor can help in understanding relationships.

یک رگرسیون خطی می‌تواند به درک روابط کمک کند.

we implemented a regressor for our data analysis.

ما یک رگرسیون برای تجزیه و تحلیل داده‌های خود پیاده‌سازی کردیم.

the regressor showed significant improvement in accuracy.

رگرسیون بهبود قابل توجهی در دقت نشان داد.

choosing the right regressor is crucial for the model.

انتخاب رگرسیون مناسب برای مدل بسیار مهم است.

we trained the regressor on a large dataset.

ما رگرسیون را بر روی یک مجموعه داده بزرگ آموزش دادیم.

the regressor's parameters need careful tuning.

پارامترهای رگرسیون نیاز به تنظیم دقیق دارند.

cross-validation helps in evaluating the regressor's performance.

اعتبارسنجی متقابل به ارزیابی عملکرد رگرسیون کمک می‌کند.

a polynomial regressor can capture non-linear trends.

یک رگرسیون چندجمله‌ای می‌تواند روند غیرخطی را ثبت کند.

we compared different regressors for better results.

ما رگرسیون‌های مختلف را برای نتایج بهتر مقایسه کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید