regurgitations

[ایالات متحده]/rɪ,ɡɜːdʒɪ'teɪʃən/
[بریتانیا]/riɡɝdʒɪ'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برگرداندن غذاهای نیمه هضم شده، که گاهی به آن استفراغ یا بالا آوردن گفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

mitral regurgitation

رفلاکس دریچه میترال

جملات نمونه

The politician's speech was just a regurgitation of the party's official stance.

سخنرانی سیاستمدار فقط تکراری از موضع رسمی حزب بود.

The company's marketing strategy was a regurgitation of last year's campaign.

استراتژی بازاریابی شرکت تکراری از کمپین سال گذشته بود.

The movie sequel was just a regurgitation of the original film with no new plot twists.

قسمت دوم فیلم فقط تکراری از فیلم اصلی با پیچش‌های داستانی جدید نبود.

The comedian's jokes felt like a regurgitation of old material from his previous shows.

طنز کمدین مثل تکراری از مطالب قدیمی او از نمایش‌های قبلی‌اش بود.

The company's press release was a regurgitation of the CEO's previous statements.

بیانیه مطبوعاتی شرکت تکراری از اظهارات قبلی مدیرعامل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید