reigning

[ایالات متحده]/ˈreɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrenɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاکم; در قدرت; جاری; کنترل را اعمال کردن

v. حکمرانی کردن; تسلط داشتن; غالب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

reigning champion

قهرمان در حال حکومت

reigning monarch

حاکم در حال حکومت

reigning queen

ملکه در حال حکومت

reigning dynasty

دودمان در حال حکومت

reigning leader

رهبر در حال حکومت

reigning world champion

قهرمان فعلی جهان

جملات نمونه

the reigning world champion.

قهرمان جهان در حال حاضر

Hollywood's reigning patriarch rose to speak.

رییس خاندان مشهور هالیوود برای صحبت کردن برخاست.

English is easily the reigning language in the financial world.

انگلیسی به راحتی زبان مسلط در دنیای مالی است.

the reigning champion of the competition

قهرمان مسابقات در حال حاضر

reigning monarch of the country

حاکم در حال حاضر کشور

reigning queen of pop music

ملکه پاپ در حال حاضر

reigning MVP of the league

MVP در حال حاضر لیگ

reigning world champion in swimming

قهرمان جهان در شنا در حال حاضر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید