reinvested profits
سودهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested earnings
درآمدهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested funds
صندوقهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested capital
سرمایه دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested income
درآمد دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested assets
داراییهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested dividends
سهام سود دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested interest
بهره دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested capital gains
سود سرمایه دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested resources
منابع دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested returns
بازگشت سرمایه دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested savings
پساندازهای دوباره سرمایهگذاری شده
the profits were reinvested into the business for expansion.
سودها مجدداً در کسب و کار برای توسعه سرمایهگذاری شدند.
she reinvested her earnings into a new project.
او درآمد خود را در یک پروژه جدید مجدداً سرمایهگذاری کرد.
investors often reinvested their dividends for greater returns.
سرمایهگذاران اغلب سود سهام خود را برای بازدهی بیشتر مجدداً سرمایهگذاری میکردند.
the company reinvested in research and development.
شرکت در تحقیق و توسعه مجدداً سرمایهگذاری کرد.
he decided to have his savings reinvested in stocks.
او تصمیم گرفت پس انداز خود را در سهام مجدداً سرمایهگذاری کند.
reinvested funds can lead to exponential growth.
صندوقهای مجدداً سرمایهگذاری شده میتوانند منجر به رشد نمایی شوند.
many startups reinvested their initial capital to scale up.
بسیاری از استارتآپها سرمایه اولیه خود را برای افزایش مقیاس مجدداً سرمایهگذاری کردند.
reinvested profits can strengthen a company's financial position.
سودهای مجدداً سرمایهگذاری شده میتوانند موقعیت مالی شرکت را تقویت کنند.
the strategy involved reinvesting in local communities.
این استراتژی شامل سرمایهگذاری مجدد در جوامع محلی بود.
she believed in reinvesting her wealth for future generations.
او معتقد بود که ثروت خود را برای نسلهای آینده مجدداً سرمایهگذاری کند.
reinvested profits
سودهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested earnings
درآمدهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested funds
صندوقهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested capital
سرمایه دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested income
درآمد دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested assets
داراییهای دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested dividends
سهام سود دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested interest
بهره دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested capital gains
سود سرمایه دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested resources
منابع دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested returns
بازگشت سرمایه دوباره سرمایهگذاری شده
reinvested savings
پساندازهای دوباره سرمایهگذاری شده
the profits were reinvested into the business for expansion.
سودها مجدداً در کسب و کار برای توسعه سرمایهگذاری شدند.
she reinvested her earnings into a new project.
او درآمد خود را در یک پروژه جدید مجدداً سرمایهگذاری کرد.
investors often reinvested their dividends for greater returns.
سرمایهگذاران اغلب سود سهام خود را برای بازدهی بیشتر مجدداً سرمایهگذاری میکردند.
the company reinvested in research and development.
شرکت در تحقیق و توسعه مجدداً سرمایهگذاری کرد.
he decided to have his savings reinvested in stocks.
او تصمیم گرفت پس انداز خود را در سهام مجدداً سرمایهگذاری کند.
reinvested funds can lead to exponential growth.
صندوقهای مجدداً سرمایهگذاری شده میتوانند منجر به رشد نمایی شوند.
many startups reinvested their initial capital to scale up.
بسیاری از استارتآپها سرمایه اولیه خود را برای افزایش مقیاس مجدداً سرمایهگذاری کردند.
reinvested profits can strengthen a company's financial position.
سودهای مجدداً سرمایهگذاری شده میتوانند موقعیت مالی شرکت را تقویت کنند.
the strategy involved reinvesting in local communities.
این استراتژی شامل سرمایهگذاری مجدد در جوامع محلی بود.
she believed in reinvesting her wealth for future generations.
او معتقد بود که ثروت خود را برای نسلهای آینده مجدداً سرمایهگذاری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید