rejoin

[ایالات متحده]/ˌriːˈdʒɔɪn/
[بریتانیا]/ˌriːˈdʒɔɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پاسخ دادن; از خود دفاع کردن; دوباره جمع شدن
vt. دوباره متحد کردن; دوباره پیوستن; دوباره پاسخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

rejoin the conversation

به گفتگو بپیوندید

rejoin the team

به تیم بپیوندید

جملات نمونه

She decided to rejoin the team after taking a break.

او تصمیم گرفت پس از استراحت به تیم بپیوندد.

He was eager to rejoin his friends for the trip.

او مشتاق بود تا برای سفر به دوستان خود بپیوندد.

After the argument, they were able to rejoin forces and work together.

پس از بحث، آنها توانستند دوباره متحد شوند و با هم کار کنند.

The two countries agreed to rejoin efforts to combat climate change.

دو کشور برای مقابله با تغییرات آب و هوایی به توافق رسیدند تا دوباره تلاش کنند.

She was excited to rejoin her family for the holidays.

او از اینکه برای تعطیلات به خانواده‌اش بپیوندد هیجان‌زده بود.

The singer left the band but later decided to rejoin them.

خواننده گروه را ترک کرد اما بعداً تصمیم گرفت دوباره به آنها بپیوندد.

He will rejoin the discussion after he finishes his phone call.

او پس از اتمام تماس تلفنی خود دوباره وارد بحث خواهد شد.

The company welcomed the employee back to rejoin the team.

شرکت از بازگشت کارمند برای پیوستن مجدد به تیم استقبال کرد.

She had to rejoin the race after fixing her bike.

او مجبور شد پس از تعمیر دوچرخه خود دوباره در مسابقه شرکت کند.

The team captain encouraged the injured player to rejoin the match.

سرمربی تیم بازیکن مصدوم را تشویق کرد تا دوباره در مسابقه شرکت کند.

نمونه‌های واقعی

The same day it rejoined the world health organization.

همان روز به سازمان بهداشت جهانی بازپیوست.

منبع: VOA Standard English_Americas

Essentially as an invitation for their spirits to rejoin the living.

در اصل به عنوان یک دعوت برای بازگشت ارواح آنها به زندگی.

منبع: Halloween Tips

Moroco has formally announced its wish to rejoin the African Union.

مراکش رسماً اعلام کرده است که می خواهد به اتحادیه آفریقا بازگردد.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

So... do you think there's any chance Juanita could rejoin your playdate?

پس... فکر می کنید شانسی وجود دارد که خوانيتا بتواند به بازی شما بازگردد؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

She spoke softly for a moment before she rejoined her husband in the living-room.

او برای لحظه‌ای با لحنی آرام صحبت کرد قبل از اینکه به شوهرش در اتاق نشیمن بازگردد.

منبع: American Elementary School English 5

Biden earlier promised that he would rejoin the Paris deal on his first day in office.

بایدن پیشتر قول داده بود که در اولین روز تصدی خود به توافق پاریس بازخواهد گشت.

منبع: CRI Online January 2021 Collection

Harry went to rejoin Ron and Hermione.

هری برای بازگشت به ران و هرمیون رفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

They refused to rejoin their 14 teammates.

آنها از بازگشت به جمع 14 هم تیمی خود امتناع کردند.

منبع: BBC Listening Collection November 2015

I can't be trusted to rejoin society.

نمی توان به من اعتماد کرد که دوباره به جامعه بازگردم.

منبع: Modern Family - Season 10

I felt sure that Mrs. Nichols, inexorable as fate and remorseless as conscience, would presently rejoin him.

من مطمئن بودم که خانم نیکولز، با وجود سرنوشت و وجدان، به زودی به او باز خواهد گشت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید