rejoins team
به تیم باز میگردد
rejoins us
به ما باز میگردد
rejoins group
به گروه باز میگردد
rejoins project
به پروژه باز میگردد
rejoins family
به خانواده باز میگردد
rejoins forces
نیروها را متحد میکند
rejoins discussion
به بحث باز میگردد
rejoins conversation
به گفتگو باز میگردد
rejoins alliance
به ائتلاف باز میگردد
rejoins community
به جامعه باز میگردد
after the meeting, she rejoins the team for the project.
پس از جلسه، او دوباره به تیم برای پروژه میپیوندد.
he rejoins the conversation with a new perspective.
او دوباره با دیدگاهی جدید وارد گفتگو میشود.
once the training is complete, he rejoins the workforce.
پس از اتمام آموزش، او دوباره وارد نیروی کار میشود.
she rejoins her friends after a long absence.
او پس از غیبت طولانی دوباره با دوستانش میپیوندد.
the athlete rejoins the competition after recovering from injury.
ورزشکار پس از بهبودی از آسیبدیدگی دوباره وارد مسابقه میشود.
he rejoins the discussion to clarify his point.
او دوباره برای روشن کردن نظرش وارد بحث میشود.
after a brief break, she rejoins the class.
پس از یک وقفه کوتاه، او دوباره به کلاس میپیوندد.
the company hopes he rejoins the team soon.
شرکت امیدوار است که او به زودی به تیم بپیوندد.
after the holiday, she rejoins the office with fresh energy.
پس از تعطیلات، او با انرژی تازه به دفتر باز میگردد.
he rejoins the club after taking a year off.
او پس از یک سال دوری دوباره به باشگاه میپیوندد.
rejoins team
به تیم باز میگردد
rejoins us
به ما باز میگردد
rejoins group
به گروه باز میگردد
rejoins project
به پروژه باز میگردد
rejoins family
به خانواده باز میگردد
rejoins forces
نیروها را متحد میکند
rejoins discussion
به بحث باز میگردد
rejoins conversation
به گفتگو باز میگردد
rejoins alliance
به ائتلاف باز میگردد
rejoins community
به جامعه باز میگردد
after the meeting, she rejoins the team for the project.
پس از جلسه، او دوباره به تیم برای پروژه میپیوندد.
he rejoins the conversation with a new perspective.
او دوباره با دیدگاهی جدید وارد گفتگو میشود.
once the training is complete, he rejoins the workforce.
پس از اتمام آموزش، او دوباره وارد نیروی کار میشود.
she rejoins her friends after a long absence.
او پس از غیبت طولانی دوباره با دوستانش میپیوندد.
the athlete rejoins the competition after recovering from injury.
ورزشکار پس از بهبودی از آسیبدیدگی دوباره وارد مسابقه میشود.
he rejoins the discussion to clarify his point.
او دوباره برای روشن کردن نظرش وارد بحث میشود.
after a brief break, she rejoins the class.
پس از یک وقفه کوتاه، او دوباره به کلاس میپیوندد.
the company hopes he rejoins the team soon.
شرکت امیدوار است که او به زودی به تیم بپیوندد.
after the holiday, she rejoins the office with fresh energy.
پس از تعطیلات، او با انرژی تازه به دفتر باز میگردد.
he rejoins the club after taking a year off.
او پس از یک سال دوری دوباره به باشگاه میپیوندد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید