rejoins

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɔɪnz/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɔɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره پیوستن؛ بازگشت؛ پاسخ دادن؛ دوباره ملاقات کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rejoins team

به تیم باز می‌گردد

rejoins us

به ما باز می‌گردد

rejoins group

به گروه باز می‌گردد

rejoins project

به پروژه باز می‌گردد

rejoins family

به خانواده باز می‌گردد

rejoins forces

نیروها را متحد می‌کند

rejoins discussion

به بحث باز می‌گردد

rejoins conversation

به گفتگو باز می‌گردد

rejoins alliance

به ائتلاف باز می‌گردد

rejoins community

به جامعه باز می‌گردد

جملات نمونه

after the meeting, she rejoins the team for the project.

پس از جلسه، او دوباره به تیم برای پروژه می‌پیوندد.

he rejoins the conversation with a new perspective.

او دوباره با دیدگاهی جدید وارد گفتگو می‌شود.

once the training is complete, he rejoins the workforce.

پس از اتمام آموزش، او دوباره وارد نیروی کار می‌شود.

she rejoins her friends after a long absence.

او پس از غیبت طولانی دوباره با دوستانش می‌پیوندد.

the athlete rejoins the competition after recovering from injury.

ورزشکار پس از بهبودی از آسیب‌دیدگی دوباره وارد مسابقه می‌شود.

he rejoins the discussion to clarify his point.

او دوباره برای روشن کردن نظرش وارد بحث می‌شود.

after a brief break, she rejoins the class.

پس از یک وقفه کوتاه، او دوباره به کلاس می‌پیوندد.

the company hopes he rejoins the team soon.

شرکت امیدوار است که او به زودی به تیم بپیوندد.

after the holiday, she rejoins the office with fresh energy.

پس از تعطیلات، او با انرژی تازه به دفتر باز می‌گردد.

he rejoins the club after taking a year off.

او پس از یک سال دوری دوباره به باشگاه می‌پیوندد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید