relabeling

[ایالات متحده]/[riːˈleɪbəlɪŋ]/
[بریتانیا]/[riːˈleɪbəlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برچسب یا نشانه جدید چسباندن به چیزی.
n. عمل چسباندن برچسب یا نشانه جدید به چیزی؛ فرآیند تغییر برچسب‌های چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

relabeling costs

هزینه های بازبرچسب‌گذاری

avoiding relabeling

اجتناب از بازبرچسب‌گذاری

relabeling process

فرآیند بازبرچسب‌گذاری

relabeling requirements

الزامات بازبرچسب‌گذاری

relabeling system

سیستم بازبرچسب‌گذاری

relabeling activity

فعالیت بازبرچسب‌گذاری

relabeling standards

استانداردهای بازبرچسب‌گذاری

relabeling regulations

مقررات بازبرچسب‌گذاری

relabeling guidelines

دستورالعمل‌های بازبرچسب‌گذاری

relabeling project

پروژه بازبرچسب‌گذاری

جملات نمونه

the company is considering relabeling the product to appeal to a wider audience.

شرکت در حال بررسی امکان تغییر برچسب محصول برای جذب مخاطبان گسترده‌تر است.

due to regulatory changes, we need to undertake a comprehensive relabeling process.

به دلیل تغییرات قانونی، ما نیاز به انجام یک فرآیند جامع تغییر برچسب داریم.

the software update included relabeling several key features for clarity.

به‌روزرسانی نرم‌افزار شامل تغییر برچسب چندین ویژگی کلیدی برای وضوح بود.

the museum staff spent weeks relabeling exhibits with updated information.

کارمندان موزه هفته‌ها وقت صرف تغییر برچسب نمایشگاه‌ها با اطلاعات به‌روز کردند.

the city council approved the proposal for relabeling several streets.

شورای شهر پیشنهاد تغییر برچسب چندین خیابان را تصویب کرد.

the marketing team suggested relabeling the service as "premium" to increase perceived value.

گروه بازاریابی پیشنهاد داد سرویس را به عنوان "فریم" تغییر برچسب دهند تا ارزش درک شده افزایش یابد.

the inventory system requires relabeling all items with new barcodes.

سیستم موجودی نیاز به تغییر برچسب تمام اقلام با کدهای بارکد جدید دارد.

the project involved relabeling data points to standardize the reporting process.

این پروژه شامل تغییر برچسب نقاط داده برای استانداردسازی فرآیند گزارش‌دهی بود.

after the merger, the company decided on relabeling all products under a single brand.

پس از ادغام، شرکت تصمیم گرفت تمام محصولات را تحت یک برند تغییر برچسب دهد.

the research team is performing relabeling of the samples for further analysis.

گروه تحقیقاتی در حال انجام تغییر برچسب نمونه‌ها برای تجزیه و تحلیل بیشتر است.

the new policy mandates relabeling of hazardous materials with improved safety warnings.

سیاست جدید، تغییر برچسب مواد خطرناک با هشدارهای ایمنی بهبود یافته را الزامی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید