retagging

[ایالات متحده]/ˌriːˈtæɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈtæɡɪŋ/

ترجمه

v. present participle of retag: افزودن دوباره برچسب‌ها، به ویژه در یک شبکه یا سیستم داده
n. عمل یا فرآیند افزودن دوباره برچسب‌ها، به ویژه در یک شبکه یا سیستم داده

عبارات و ترکیب‌ها

retagging data

برچسب‌گذاری مجدد اقلام

retagging process

برچسب‌گذاری مجدد محصولات

retagging images

برچسب‌گذاری مجدد عکس‌ها

retagging was needed

برچسب‌گذاری مجدد فایل‌ها

retagging required

برچسب‌گذاری مجدد محتوا

retagging done

برچسب‌گذاری مجدد موجودی

retagging task

برچسب‌گذاری مجدد سوابق

retagging system

برچسب‌گذاری مجدد سفارشات

retagging errors

برچسب‌گذاری مجدد دارایی‌ها

retagging tools

برچسب‌گذاری مجدد داده‌ها

جملات نمونه

the editor is retagging the entire photo archive to improve search results.

ویراستار در حال برچسب‌گذاری مجدد کل آرشیو عکس‌ها برای بهبود نتایج جستجو است.

we are retagging key accounts in the crm before the quarterly review.

ما حساب‌های کلیدی را در سیستم CRM قبل از بررسی سه ماهه مجدداً برچسب‌گذاری می‌کنیم.

after the merger, the team started retagging product categories across the online store.

پس از ادغام، تیم شروع به برچسب‌گذاری مجدد دسته‌های محصول در سراسر فروشگاه آنلاین کرد.

the librarian is retagging the rare books collection to match the new catalog system.

متصدی کتابخانه در حال برچسب‌گذاری مجدد مجموعه کتاب‌های کمیاب برای مطابقت با سیستم فهرست نو است.

to clean up the dataset, the analyst is retagging mislabeled entries one by one.

برای پاکسازی مجموعه داده‌ها، تحلیلگر به طور یک به یک ورودی‌های اشتباه برچسب‌گذاری شده را مجدداً برچسب‌گذاری می‌کند.

the marketing lead requested retagging campaign assets for better brand consistency.

سرپرست بازاریابی درخواست کرد دارایی‌های کمپین را برای ثبات بهتر برند مجدداً برچسب‌گذاری کنند.

we spent the afternoon retagging customer feedback so trends are easier to spot.

ما بعد از ظهر را صرف برچسب‌گذاری مجدد بازخورد مشتری کردیم تا تشخیص روندها آسان‌تر باشد.

the developer is retagging the release notes to align with the latest version control rules.

توسعه‌دهنده در حال برچسب‌گذاری مجدد یادداشت‌های انتشار برای مطابقت با آخرین قوانین کنترل نسخه است.

during the content audit, the team began retagging blog posts by topic and intent.

در طول ممیزی محتوا، تیم شروع به برچسب‌گذاری مجدد پست‌های وبلاگ بر اساس موضوع و هدف کرد.

for compliance purposes, the bank is retagging sensitive documents with stricter labels.

به منظور رعایت قوانین، بانک اسناد حساس را با برچسب‌های سخت‌گیرانه‌تر مجدداً برچسب‌گذاری می‌کند.

the curator is retagging exhibit photos to reflect updated artist information.

نگهبان موزه در حال برچسب‌گذاری مجدد عکس‌های نمایشگاه برای بازتاب اطلاعات به‌روز شده هنرمندان است.

before we roll out the update, we should finish retagging support tickets by priority.

قبل از اینکه به‌روزرسانی را منتشر کنیم، باید برچسب‌گذاری مجدد بلیط‌های پشتیبانی را بر اساس اولویت به پایان برسانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید