relational

[ایالات متحده]/rɪ'leɪʃ(ə)n(ə)l/
[بریتانیا]/rɪ'leʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خانوادگی، مربوط به، مرتبط.

عبارات و ترکیب‌ها

relational database

پایگاه داده رابطه‌ای

relational model

مدل رابطه‌ای

relational theory

نظریه رابطه‌ای

relational expression

عبارت رابطه‌ای

relational algebra

جبر رابطه ای

relational graph

گراف رابطه ای

جملات نمونه

especially a data subschema in a relational data system.

به ویژه یک زیر طرح داده در یک سیستم داده رابطه‌ای.

Structured Query Language (SQL), in computer science, is a database sublanguage used in querying, updating, and managing relational databases.

زبان پرس و جوی ساختاریافته (SQL)، در علوم کامپیوتر، یک زیر زبان پایگاه داده است که برای پرس و جو، به روز رسانی و مدیریت پایگاه داده های رابطه‌ای استفاده می شود.

building strong relational skills

ایجاد مهارت‌های ارتباطی قوی

the importance of relational databases

اهمیت پایگاه داده‌های ارتباطی

nurturing healthy relational dynamics

تقویت پویایی‌های ارتباطی سالم

the impact of relational communication

تاثیر ارتباطات ارتباطی

maintaining positive relational connections

حفظ ارتباطات مثبت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید