relaxingly quiet
خیلی آرام
relaxingly warm
خیلی گرم
relaxingly slow
خیلی آهسته
relaxingly comfortable
خیلی راحت
relaxingly soft
خیلی نرم
relaxingly beautiful
خیلی زیبایی
relaxingly peaceful
خیلی آرام و پایدار
relaxingly gentle
خیلی مهربان
relaxingly spacious
خیلی فضایی
relaxingly bright
خیلی روشن
we spent the afternoon relaxing by the pool.
ما بعدازظهر را در کنار هیت به استراحت گذاشتیم.
she listened to music relaxingly while painting.
او در حال نقاشی با گوش دادن به موسیقی به آرامش فرو رفته بود.
the cat stretched out relaxingly in the sun.
گربه در زیر نور خورشید به آرامش گسترده شد.
he sat relaxingly on the porch, sipping tea.
او در چایخانه با آرامش نشسته و چای مینوشید.
the children played relaxingly in the garden.
کودکان به آرامش در گلستان بازی میکردند.
she drifted off to sleep relaxingly after dinner.
او پس از غذا به آرامش به خواب رفت.
they strolled relaxingly along the beach.
آنها به آرامش در پای ساحل پیاده روی میکردند.
he watched the sunset relaxingly from his balcony.
او از balkon خود به آرامش غروب خورشید را دید.
the yoga class ended relaxingly with meditation.
کلاس یوگا با مدیتیشن به آرامش پایان یافت.
we enjoyed a relaxingly quiet evening at home.
ما شبی آرام و به آرامش در خانه را لذت بردیم.
she read a book relaxingly in her favorite chair.
او با آرامش در گردن خود کتابی میخواند.
relaxingly quiet
خیلی آرام
relaxingly warm
خیلی گرم
relaxingly slow
خیلی آهسته
relaxingly comfortable
خیلی راحت
relaxingly soft
خیلی نرم
relaxingly beautiful
خیلی زیبایی
relaxingly peaceful
خیلی آرام و پایدار
relaxingly gentle
خیلی مهربان
relaxingly spacious
خیلی فضایی
relaxingly bright
خیلی روشن
we spent the afternoon relaxing by the pool.
ما بعدازظهر را در کنار هیت به استراحت گذاشتیم.
she listened to music relaxingly while painting.
او در حال نقاشی با گوش دادن به موسیقی به آرامش فرو رفته بود.
the cat stretched out relaxingly in the sun.
گربه در زیر نور خورشید به آرامش گسترده شد.
he sat relaxingly on the porch, sipping tea.
او در چایخانه با آرامش نشسته و چای مینوشید.
the children played relaxingly in the garden.
کودکان به آرامش در گلستان بازی میکردند.
she drifted off to sleep relaxingly after dinner.
او پس از غذا به آرامش به خواب رفت.
they strolled relaxingly along the beach.
آنها به آرامش در پای ساحل پیاده روی میکردند.
he watched the sunset relaxingly from his balcony.
او از balkon خود به آرامش غروب خورشید را دید.
the yoga class ended relaxingly with meditation.
کلاس یوگا با مدیتیشن به آرامش پایان یافت.
we enjoyed a relaxingly quiet evening at home.
ما شبی آرام و به آرامش در خانه را لذت بردیم.
she read a book relaxingly in her favorite chair.
او با آرامش در گردن خود کتابی میخواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید