relaxingly

[ایالات متحده]/[ˈrelæk.sɪŋ.li]/
[بریتانیا]/[ˈrɛl.æks.ɪŋ.li]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای آرام و مطمئن؛ به‌طور آرام و راحت.؛ به گونه‌ای که راحتی را ترویج می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

relaxingly quiet

خیلی آرام

relaxingly warm

خیلی گرم

relaxingly slow

خیلی آهسته

relaxingly comfortable

خیلی راحت

relaxingly soft

خیلی نرم

relaxingly beautiful

خیلی زیبایی

relaxingly peaceful

خیلی آرام و پایدار

relaxingly gentle

خیلی مهربان

relaxingly spacious

خیلی فضایی

relaxingly bright

خیلی روشن

جملات نمونه

we spent the afternoon relaxing by the pool.

ما بعدازظهر را در کنار هیت به استراحت گذاشتیم.

she listened to music relaxingly while painting.

او در حال نقاشی با گوش دادن به موسیقی به آرامش فرو رفته بود.

the cat stretched out relaxingly in the sun.

گربه در زیر نور خورشید به آرامش گسترده شد.

he sat relaxingly on the porch, sipping tea.

او در چایخانه با آرامش نشسته و چای می‌نوشید.

the children played relaxingly in the garden.

کودکان به آرامش در گلستان بازی می‌کردند.

she drifted off to sleep relaxingly after dinner.

او پس از غذا به آرامش به خواب رفت.

they strolled relaxingly along the beach.

آن‌ها به آرامش در پای ساحل پیاده روی می‌کردند.

he watched the sunset relaxingly from his balcony.

او از balkon خود به آرامش غروب خورشید را دید.

the yoga class ended relaxingly with meditation.

کلاس یوگا با مدیتیشن به آرامش پایان یافت.

we enjoyed a relaxingly quiet evening at home.

ما شبی آرام و به آرامش در خانه را لذت بردیم.

she read a book relaxingly in her favorite chair.

او با آرامش در گردن خود کتابی می‌خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید