relayss

[ایالات متحده]/rɪˈleɪz/
[بریتانیا]/rɪˈleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که مدارهای الکتریکی را کنترل می‌کنند
v. اطلاعات را منتقل کردن یا ارتباط برقرار کردن؛ به صورت مرحله‌ای منتقل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

electrical relays

رله‌های الکتریکی

relay switches

کلیدهای رله

relay signals

سیگنال‌های رله

control relays

رله‌های کنترلی

automotive relays

رله‌های خودرو

safety relays

رله‌های ایمنی

relay outputs

خروجی‌های رله

relay circuits

مدارهای رله

timer relays

رله‌های زمان‌دار

solid state relays

رله‌های حالت جامد

جملات نمونه

the team relays information quickly during emergencies.

تیم به سرعت اطلاعات را در شرایط اضطراری منتقل می‌کند.

she relays messages between the two departments.

او پیام‌ها را بین دو بخش منتقل می‌کند.

the coach relays instructions to the players on the field.

مربی دستورالعمل‌ها را به بازیکنان در زمین منتقل می‌کند.

he relays his experiences to inspire others.

او تجربیات خود را برای الهام بخشیدن به دیگران منتقل می‌کند.

the system relays data to the main server for processing.

سیستم داده‌ها را برای پردازش به سرور اصلی منتقل می‌کند.

they relays updates to keep everyone informed.

آنها به‌روزرسانی‌ها را برای اطلاع‌رسانی به همه منتقل می‌کنند.

she relays her thoughts through her art.

او افکار خود را از طریق هنر خود منتقل می‌کند.

the radio relays signals over long distances.

رادیو سیگنال‌ها را در فواصل طولانی منتقل می‌کند.

the organization relays important news to its members.

سازمان اخبار مهم را به اعضای خود منتقل می‌کند.

he relays instructions to ensure the project runs smoothly.

او دستورالعمل‌ها را برای اطمینان از اجرای روان پروژه منتقل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید