forgot

[ایالات متحده]/fəˈɡɒt/
[بریتانیا]/fərˈɡɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته فراموش کردن؛ به یاد نیاوردن

عبارات و ترکیب‌ها

forgot my keys

کلیدهایم را فراموش کردم

forgot your name

اسم شما را فراموش کردم

forgot the date

تاریخ را فراموش کردم

forgot the meeting

جلسه را فراموش کردم

forgot my password

گذرواژه ام را فراموش کردم

forgot to call

فراموش کردم که تماس بگیرم

forgot the answer

جواب را فراموش کردم

forgot the lesson

درس را فراموش کردم

forgot the lyrics

متن ترانه را فراموش کردم

forgot my wallet

کیف پولم را فراموش کردم

جملات نمونه

i forgot my keys at home.

من کلیدهایم را در خانه جا گذاشتم.

she forgot to call her friend.

او فراموش کرد که به دوستش زنگ بزند.

they forgot about the meeting.

آنها جلسه را فراموش کردند.

he forgot his password again.

او دوباره رمز عبور خود را فراموش کرد.

we forgot to buy groceries.

ما فراموش کردیم که مواد غذایی بخریم.

did you forget your appointment?

آیا قرار خود را فراموش کردی؟

i completely forgot about the deadline.

من کاملاً مهلت تحویل را فراموش کردم.

she forgot where she parked the car.

او فراموش کرد که ماشین را کجا پارک کرده است.

he forgot to send the email.

او فراموش کرد که ایمیل را ارسال کند.

they forgot to bring their tickets.

آنها فراموش کردند بلیط های خود را بیاورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید