relocalization

[ایالات متحده]/ˌriːləʊkəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌriːloʊkəlaɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند محلی‌سازی مجدد یا بازگشت به بافتارهای محلی؛ عمل بازگرداندن چیزی به یک منطقه محلی

عبارات و ترکیب‌ها

relocalization strategy

استراتژی بازسازی

relocalization efforts

تلاش‌های بازسازی

relocalization process

فرآیند بازسازی

industrial relocalization

بازسازی صنعتی

supply chain relocalization

بازسازی زنجیره تامین

economic relocalization

بازسازی اقتصادی

manufacturing relocalization

بازسازی تولید

business relocalization

بازسازی کسب و کار

relocalization trend

روند بازسازی

food relocalization

بازسازی مواد غذایی

جملات نمونه

urban relocalization has become a critical strategy for reducing carbon emissions in major cities.

بازنگری شهری به یک استراتژی حیاتی برای کاهش انتشار کربن در شهرهای بزرگ تبدیل شده است.

the company announced a complete manufacturing relocalization to bring production closer to home markets.

شرکت اعلام کرد که تولید را به منظور نزدیک‌تر کردن آن به بازارهای داخلی، به طور کامل به کشور بازگردانده است.

many experts argue that supply chain relocalization is essential for economic resilience.

بسیاری از کارشناسان استدلال می‌کنند که بازنگری زنجیره تامین برای تاب‌آوری اقتصادی ضروری است.

the government unveiled a comprehensive industrial relocalization plan to boost domestic manufacturing.

دولت یک طرح جامع بازنگری صنعتی را برای تقویت تولید داخلی معرفی کرد.

climate change is driving population relocalization away from vulnerable coastal regions.

تغییرات آب و هوایی باعث بازنگری جمعیت از مناطق ساحلی آسیب‌پذیر می‌شود.

the pandemic accelerated the relocalization of healthcare resources to local communities.

همه‌گیری باعث تسریع در بازنگری منابع مراقبت‌های بهداشتی به جوامع محلی شد.

our relocalization strategy focuses on supporting small businesses in underserved areas.

استراتژی بازنگری ما بر حمایت از کسب و کارهای کوچک در مناطق محروم تمرکز دارد.

the voluntary relocalization program helps residents move from high-risk flood zones.

برنامه بازنگری داوطلبانه به ساکنان کمک می‌کند تا از مناطق پرخطر سیل‌زده نقل مکان کنند.

agricultural relocalization reduces food miles and supports local farmers.

بازنگری کشاورزی مسافت‌های حمل مواد غذایی را کاهش می‌دهد و از کشاورزان محلی حمایت می‌کند.

the relocalization of digital infrastructure improves internet access in rural areas.

بازنگری زیرساخت‌های دیجیتال دسترسی به اینترنت را در مناطق روستایی بهبود می‌بخشد.

urban planners are exploring innovative approaches to sustainable relocalization.

برنامه‌ریزان شهری در حال بررسی رویکردهای نوآورانه برای بازنگری پایدار هستند.

the company completed its technology relocalization project ahead of schedule.

شرکت پروژه بازنگری فناوری خود را زودتر از موعد تکمیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید