remanded to custody
به بازداشتگاه بازگردانده شد
remanded in custody
در بازداشت باقی ماند
remanded for trial
برای محاکمه بازگردانده شد
remanded back
به عقب بازگردانده شد
remanded to court
به دادگاه بازگردانده شد
remanded for hearing
برای رسیدگی بازگردانده شد
remanded pending appeal
در انتظار تجدیدنظر بازگردانده شد
remanded without bail
بدون وثیقه بازگردانده شد
remanded for sentencing
برای صدور حکم بازگردانده شد
remanded to detention
به حبس بازگردانده شد
the judge remanded the defendant to custody until the trial.
قاضی متهم را تا زمان برگزاری دادگاه به بازداشت روانه کرد.
after the hearing, the suspect was remanded for further questioning.
پس از جلسه دادگاه، مظنون برای بازجویی بیشتر روانه بازداشت شد.
the court decided to remand the case for additional evidence.
دادگاه تصمیم گرفت پرونده را برای ارائه مدارک بیشتر روانه بازگرداند.
he was remanded in custody for a month pending investigation.
وی به مدت یک ماه برای انجام تحقیقات در بازداشت روانه ماند.
the accused was remanded to a juvenile detention center.
متهم به یک مرکز نگهداری نوجوانان روانه بازداشت شد.
she was remanded by the police for her involvement in the robbery.
او به دلیل نقش او در سرقت توسط پلیس روانه بازداشت شد.
the defendant's bail was denied, and he was remanded.
وثیقه متهم رد شد و او روانه بازداشت شد.
following the arraignment, he was remanded until the next court date.
پس از حضور در دادگاه، او تا زمان تعیین وقت دادگاه بعدی روانه بازداشت شد.
the magistrate remanded the case to a higher court for review.
قاضی پرونده را برای بررسی به یک دادگاه بالاتر روانه بازگرداند.
due to the severity of the charges, she was remanded without bail.
به دلیل شدت اتهامات، او بدون وثیقه روانه بازداشت شد.
remanded to custody
به بازداشتگاه بازگردانده شد
remanded in custody
در بازداشت باقی ماند
remanded for trial
برای محاکمه بازگردانده شد
remanded back
به عقب بازگردانده شد
remanded to court
به دادگاه بازگردانده شد
remanded for hearing
برای رسیدگی بازگردانده شد
remanded pending appeal
در انتظار تجدیدنظر بازگردانده شد
remanded without bail
بدون وثیقه بازگردانده شد
remanded for sentencing
برای صدور حکم بازگردانده شد
remanded to detention
به حبس بازگردانده شد
the judge remanded the defendant to custody until the trial.
قاضی متهم را تا زمان برگزاری دادگاه به بازداشت روانه کرد.
after the hearing, the suspect was remanded for further questioning.
پس از جلسه دادگاه، مظنون برای بازجویی بیشتر روانه بازداشت شد.
the court decided to remand the case for additional evidence.
دادگاه تصمیم گرفت پرونده را برای ارائه مدارک بیشتر روانه بازگرداند.
he was remanded in custody for a month pending investigation.
وی به مدت یک ماه برای انجام تحقیقات در بازداشت روانه ماند.
the accused was remanded to a juvenile detention center.
متهم به یک مرکز نگهداری نوجوانان روانه بازداشت شد.
she was remanded by the police for her involvement in the robbery.
او به دلیل نقش او در سرقت توسط پلیس روانه بازداشت شد.
the defendant's bail was denied, and he was remanded.
وثیقه متهم رد شد و او روانه بازداشت شد.
following the arraignment, he was remanded until the next court date.
پس از حضور در دادگاه، او تا زمان تعیین وقت دادگاه بعدی روانه بازداشت شد.
the magistrate remanded the case to a higher court for review.
قاضی پرونده را برای بررسی به یک دادگاه بالاتر روانه بازگرداند.
due to the severity of the charges, she was remanded without bail.
به دلیل شدت اتهامات، او بدون وثیقه روانه بازداشت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید