remands

[ایالات متحده]/rɪˈmɑːndz/
[بریتانیا]/rɪˈmændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متهم را به بازداشت برای بررسی بیشتر فرستادن; پرونده را به دادگاه پایین‌تر برای تجدید نظر فرستادن

عبارات و ترکیب‌ها

remands in custody

حبس با وثیقه

remands for trial

حبس تا زمان برگزاری دادگاه

remands to court

ارائه به دادگاه

remands pending appeal

حبس در انتظار تجدید نظر

remands without bail

حبس بدون وثیقه

remands for sentencing

حبس تا زمان صدور حکم

remands to custody

حبس در بازداشت

remands for review

حبس برای بررسی

remands in detention

حبس در بازداشتگاه

remands at hearing

حبس در جریان رسیدگی

جملات نمونه

the judge remands the case for further investigation.

قاضی دستور تعلیق پرونده را برای تحقیقات بیشتر صادر کرد.

the defendant was remanded in custody until the trial.

متهم تا زمان برگزاری دادگاه در بازداشت نگهداری شد.

the court remands the suspect to a juvenile detention center.

دادگاه دستور اعزام مظنون به مرکز نگهداری نوجوانان را صادر کرد.

she was remanded on bail after the hearing.

پس از جلسه دادرسی، او با قرار وثیقه آزاد شد.

he is remanded to appear before the magistrate next week.

او برای حضور در دادگاه هفته آینده به دادگاه ارجاع داده می‌شود.

the police remands the suspect for questioning.

پلیس مظنون را برای بازجویی به دادگاه ارجاع داد.

the court remands the accused to await sentencing.

دادگاه متهم را برای انتظار حکم به دادگاه ارجاع داد.

after the hearing, he was remanded to a secure facility.

پس از جلسه دادرسی، او به یک مرکز امن منتقل شد.

the judge decided to remand the case for a month.

قاضی تصمیم گرفت پرونده را به مدت یک ماه به تعلیق درآورد.

she was remanded for a psychiatric evaluation.

او برای ارزیابی روانپزشکی بازداشت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید