remands in custody
حبس با وثیقه
remands for trial
حبس تا زمان برگزاری دادگاه
remands to court
ارائه به دادگاه
remands pending appeal
حبس در انتظار تجدید نظر
remands without bail
حبس بدون وثیقه
remands for sentencing
حبس تا زمان صدور حکم
remands to custody
حبس در بازداشت
remands for review
حبس برای بررسی
remands in detention
حبس در بازداشتگاه
remands at hearing
حبس در جریان رسیدگی
the judge remands the case for further investigation.
قاضی دستور تعلیق پرونده را برای تحقیقات بیشتر صادر کرد.
the defendant was remanded in custody until the trial.
متهم تا زمان برگزاری دادگاه در بازداشت نگهداری شد.
the court remands the suspect to a juvenile detention center.
دادگاه دستور اعزام مظنون به مرکز نگهداری نوجوانان را صادر کرد.
she was remanded on bail after the hearing.
پس از جلسه دادرسی، او با قرار وثیقه آزاد شد.
he is remanded to appear before the magistrate next week.
او برای حضور در دادگاه هفته آینده به دادگاه ارجاع داده میشود.
the police remands the suspect for questioning.
پلیس مظنون را برای بازجویی به دادگاه ارجاع داد.
the court remands the accused to await sentencing.
دادگاه متهم را برای انتظار حکم به دادگاه ارجاع داد.
after the hearing, he was remanded to a secure facility.
پس از جلسه دادرسی، او به یک مرکز امن منتقل شد.
the judge decided to remand the case for a month.
قاضی تصمیم گرفت پرونده را به مدت یک ماه به تعلیق درآورد.
she was remanded for a psychiatric evaluation.
او برای ارزیابی روانپزشکی بازداشت شد.
remands in custody
حبس با وثیقه
remands for trial
حبس تا زمان برگزاری دادگاه
remands to court
ارائه به دادگاه
remands pending appeal
حبس در انتظار تجدید نظر
remands without bail
حبس بدون وثیقه
remands for sentencing
حبس تا زمان صدور حکم
remands to custody
حبس در بازداشت
remands for review
حبس برای بررسی
remands in detention
حبس در بازداشتگاه
remands at hearing
حبس در جریان رسیدگی
the judge remands the case for further investigation.
قاضی دستور تعلیق پرونده را برای تحقیقات بیشتر صادر کرد.
the defendant was remanded in custody until the trial.
متهم تا زمان برگزاری دادگاه در بازداشت نگهداری شد.
the court remands the suspect to a juvenile detention center.
دادگاه دستور اعزام مظنون به مرکز نگهداری نوجوانان را صادر کرد.
she was remanded on bail after the hearing.
پس از جلسه دادرسی، او با قرار وثیقه آزاد شد.
he is remanded to appear before the magistrate next week.
او برای حضور در دادگاه هفته آینده به دادگاه ارجاع داده میشود.
the police remands the suspect for questioning.
پلیس مظنون را برای بازجویی به دادگاه ارجاع داد.
the court remands the accused to await sentencing.
دادگاه متهم را برای انتظار حکم به دادگاه ارجاع داد.
after the hearing, he was remanded to a secure facility.
پس از جلسه دادرسی، او به یک مرکز امن منتقل شد.
the judge decided to remand the case for a month.
قاضی تصمیم گرفت پرونده را به مدت یک ماه به تعلیق درآورد.
she was remanded for a psychiatric evaluation.
او برای ارزیابی روانپزشکی بازداشت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید