remarking

[ایالات متحده]/rɪˈmɑːkɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈmɑrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بحث یا اظهار نظر در مورد چیزی؛ عمل متوجه شدن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

remarking on

در مورد صحبت کردن

remarking about

در مورد صحبت کردن

remarking that

این را بیان کردن

remarking how

چگونه بیان کردن

remarking upon

در مورد صحبت کردن

remarking it

آن را بیان کردن

remarking this

این را بیان کردن

remarking further

بیشتر بیان کردن

remarking briefly

به طور خلاصه بیان کردن

remarking clearly

به وضوح بیان کردن

جملات نمونه

she was remarking on the beauty of the sunset.

او در مورد زیبایی غروب خورشید نظر داشت.

the teacher was remarking about the students' progress.

معلم در مورد پیشرفت دانش آموزان نظر داشت.

he kept remarking how delicious the food was.

او مدام در مورد خوشمزه بودن غذا نظر داشت.

during the meeting, she was remarking on the project's success.

در طول جلسه، او در مورد موفقیت پروژه نظر داشت.

they were remarking about the changes in the weather.

آنها در مورد تغییرات آب و هوا نظر داشتند.

he made a point of remarking on her hard work.

او به طور خاص در مورد تلاش های او نظر داشت.

she was remarking how much he had grown since last year.

او در مورد اینکه چه مقدار از سال گذشته رشد کرده بود نظر داشت.

everyone was remarking on the impressive performance.

همه در مورد عملکرد چشمگیر نظر داشتند.

he enjoys remarking on the latest news stories.

او از نظر دادن در مورد آخرین داستان های خبری لذت می برد.

she was remarking that it was time to leave.

او نظر داشت که وقت رفتن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید