remedio

[ایالات متحده]/rɪˈmiːdiəʊ/
[بریتانیا]/rɪˈmiːdioʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راه‌حل؛ دارو؛ درمان؛ پاسخ
prop.n. نام جغرافیایی در بولیوی
شکل‌های واژه
جمعremedios

عبارات و ترکیب‌ها

no hay remedio

درمانی نیست

no tiene remedio

درمانی ندارد

buscar remedio

درمان یافت

último remedio

درمان آخر

buen remedio

درمان خوب

sin remedio

بدون درمان

remedio casero

درمان خانگی

remedio natural

درمان طبیعی

remedios caseros

درمان‌های خانگی

el mejor remedio

بهترین درمان

جملات نمونه

mi abuela siempre tiene un remedio casero para cualquier enfermedad.

دیادم همیشه یک داروی خانگی برای هر بیماری دارد.

el mejor remedio para el estrés es descansar.

بهترین دارو برای استرس استراحت کردن است.

busco un remedio natural para el dolor de cabeza.

در حال جستجوی یک داروی طبیعی برای درد سر هستم.

el médico me recetó un remedio muy efectivo.

دکتر یک داروی بسیار مؤثر برای من نسخه داد.

necesito encontrar un remedio para la tos.

نیاز دارم یک دارو برای سرفه پیدا کنم.

mi madre prepara un remedio con hierbas medicinales.

مادرم یک دارو با گیاهان دارویی آماده می کند.

este remedio funciona mejor que las pastillas.

این دارو بهتر از قرص ها کار می کند.

encontré un buen remedio para el insomnio.

یک دارو خوب برای بی خوابی پیدا کردم.

mi abuelo confía en la medicina natural como el mejor remedio.

دیدمن به پزشکی طبیعی به عنوان بهترین دارو ایمان دارد.

estoy tomando un remedio para la gripe.

یک دارو برای سرماخوردگی می خورم.

puedes preparar este remedio en casa con ingredientes simples.

شما می توانید این دارو در خانه با مواد ساده آماده کنید.

algunos remedios no funcionan como se dice.

برخی داروهای به طوری که گفته می شود کار نمی کنند.

el té de manzanilla es un remedio antiguo para dormir.

چای چای گیاهی یک داروی قدیمی برای خواب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید