remitted funds
مبالغ واری شده
remitted payment
پرداخت واری شده
remitted taxes
مالیات واری شده
remitted amount
مبلغ واری شده
remitted invoice
فاکتور واری شده
remitted balance
باقیمانده واری شده
remitted charges
هزینه های واری شده
remitted interest
بهره واری شده
remitted benefits
مزایای واری شده
remitted donations
اهداعات واری شده
the funds were remitted to the charity last week.
وجوه به موسسه خیریه هفته گذشته واریز شد.
she remitted the payment on time to avoid penalties.
او به موقع پرداخت را انجام داد تا از جریمه جلوگیری کند.
he remitted his application for the scholarship yesterday.
او درخواست خود را برای بورسیه دیروز ارسال کرد.
the company remitted the bonuses to all employees.
شرکت پاداشها را به همه کارمندان واریز کرد.
they remitted the necessary documents for processing.
آنها مدارک لازم برای پردازش ارسال کردند.
she remitted the loan amount to the bank.
او مبلغ وام را به بانک واریز کرد.
the invoice was remitted promptly to the client.
فاکتور به سرعت به مشتری ارسال شد.
he remitted his taxes before the deadline.
او مالیات خود را قبل از مهلت مقرر پرداخت کرد.
they remitted the funds to cover the project costs.
آنها وجوه را برای پوشش هزینههای پروژه واریز کردند.
she remitted her resignation letter last friday.
او نامه استعفای خود را هفته گذشته پنجشنبه ارسال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید