remitted

[ایالات متحده]/rɪˈmɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈmɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لغو کردن یا خودداری کردن از دریافت یا تحمیل (یک بدهی یا مجازات)؛ بخشیدن (یک گناه یا تخلف)؛ بازگرداندن یا منتقل کردن (چیزی)؛ کاهش دادن یا تسکین دادن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

remitted funds

مبالغ واری شده

remitted payment

پرداخت واری شده

remitted taxes

مالیات واری شده

remitted amount

مبلغ واری شده

remitted invoice

فاکتور واری شده

remitted balance

باقیمانده واری شده

remitted charges

هزینه های واری شده

remitted interest

بهره واری شده

remitted benefits

مزایای واری شده

remitted donations

اهداعات واری شده

جملات نمونه

the funds were remitted to the charity last week.

وجوه به موسسه خیریه هفته گذشته واریز شد.

she remitted the payment on time to avoid penalties.

او به موقع پرداخت را انجام داد تا از جریمه جلوگیری کند.

he remitted his application for the scholarship yesterday.

او درخواست خود را برای بورسیه دیروز ارسال کرد.

the company remitted the bonuses to all employees.

شرکت پاداش‌ها را به همه کارمندان واریز کرد.

they remitted the necessary documents for processing.

آنها مدارک لازم برای پردازش ارسال کردند.

she remitted the loan amount to the bank.

او مبلغ وام را به بانک واریز کرد.

the invoice was remitted promptly to the client.

فاکتور به سرعت به مشتری ارسال شد.

he remitted his taxes before the deadline.

او مالیات خود را قبل از مهلت مقرر پرداخت کرد.

they remitted the funds to cover the project costs.

آنها وجوه را برای پوشش هزینه‌های پروژه واریز کردند.

she remitted her resignation letter last friday.

او نامه استعفای خود را هفته گذشته پنجشنبه ارسال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید