remoulds the future
بازسازی آینده
remoulds the past
بازسازی گذشته
remoulds perceptions
بازسازی برداشتها
remoulds ideas
بازسازی ایدهها
remoulds beliefs
بازسازی باورها
remoulds society
بازسازی جامعه
remoulds identities
بازسازی هویتها
remoulds traditions
بازسازی سنتها
remoulds culture
بازسازی فرهنگ
remoulds habits
بازسازی عادتها
the artist remoulds clay into beautiful sculptures.
هنرمند خاک را به مجسمههای زیبا بازسازی میکند.
the company remoulds its strategies to adapt to market changes.
شرکت استراتژیهای خود را برای انطباق با تغییرات بازار بازسازی میکند.
she remoulds her approach to teaching every year.
او هر سال رویکرد خود را در آموزش بازسازی میکند.
the workshop teaches how to remould old furniture.
کارگاه آموزشی نحوه بازسازی مبلمان قدیمی را آموزش میدهد.
he believes that failure remoulds character and resilience.
او معتقد است که شکست شخصیت و تابآوری را بازسازی میکند.
the designer remoulds the fabric to create unique patterns.
طراح پارچه را برای ایجاد طرحهای منحصر به فرد بازسازی میکند.
they remoulds their business model to stay competitive.
آنها مدل کسب و کار خود را برای حفظ رقابت بازسازی میکنند.
the coach remoulds the team's tactics after each game.
مربی تاکتیکهای تیم را پس از هر مسابقه بازسازی میکند.
she remoulds her personal goals every few months.
او هر چند ماه یکبار اهداف شخصی خود را بازسازی میکند.
the community remoulds its traditions to fit modern life.
جامعه سنتهای خود را برای انطباق با زندگی مدرن بازسازی میکند.
remoulds the future
بازسازی آینده
remoulds the past
بازسازی گذشته
remoulds perceptions
بازسازی برداشتها
remoulds ideas
بازسازی ایدهها
remoulds beliefs
بازسازی باورها
remoulds society
بازسازی جامعه
remoulds identities
بازسازی هویتها
remoulds traditions
بازسازی سنتها
remoulds culture
بازسازی فرهنگ
remoulds habits
بازسازی عادتها
the artist remoulds clay into beautiful sculptures.
هنرمند خاک را به مجسمههای زیبا بازسازی میکند.
the company remoulds its strategies to adapt to market changes.
شرکت استراتژیهای خود را برای انطباق با تغییرات بازار بازسازی میکند.
she remoulds her approach to teaching every year.
او هر سال رویکرد خود را در آموزش بازسازی میکند.
the workshop teaches how to remould old furniture.
کارگاه آموزشی نحوه بازسازی مبلمان قدیمی را آموزش میدهد.
he believes that failure remoulds character and resilience.
او معتقد است که شکست شخصیت و تابآوری را بازسازی میکند.
the designer remoulds the fabric to create unique patterns.
طراح پارچه را برای ایجاد طرحهای منحصر به فرد بازسازی میکند.
they remoulds their business model to stay competitive.
آنها مدل کسب و کار خود را برای حفظ رقابت بازسازی میکنند.
the coach remoulds the team's tactics after each game.
مربی تاکتیکهای تیم را پس از هر مسابقه بازسازی میکند.
she remoulds her personal goals every few months.
او هر چند ماه یکبار اهداف شخصی خود را بازسازی میکند.
the community remoulds its traditions to fit modern life.
جامعه سنتهای خود را برای انطباق با زندگی مدرن بازسازی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید