remudas style
سبک رِمودا
remudas design
طراحی رِمودا
remudas collection
کلکسیون رِمودا
remudas outfit
لباس رِمودا
remudas trend
روند رِمودا
remudas fabric
پارچه رِمودا
remudas fit
اندازه رِمودا
remudas fashion
مد رِمودا
remudas look
ظاهر رِمودا
remudas brand
برند رِمودا
she had to make several remudas for the horse show.
او مجبور بود چندین رِمودا برای نمایش اسب سواری آماده کند.
the cowboys prepared their remudas before the rodeo.
کاوگربویها قبل از مسابقه رودئو رِموداهای خود را آماده کردند.
he learned how to manage remudas effectively.
او یاد گرفت که چگونه رِموداها را به طور موثر مدیریت کند.
during the competition, the remudas were crucial for success.
در طول مسابقه، رِموداها برای موفقیت بسیار مهم بودند.
they organized their remudas to ensure smooth transitions.
آنها رِموداهای خود را سازماندهی کردند تا انتقالهای روان را تضمین کنند.
each rider had specific remudas for different events.
هر سوارکار رِموداهای خاصی برای رویدادهای مختلف داشت.
planning the remudas took a lot of time and effort.
برنامهریزی رِموداها زمان و تلاش زیادی را به خود اختصاص داد.
the trainer emphasized the importance of well-timed remudas.
مربی بر اهمیت رِموداهای بهموقع تاکید کرد.
remudas can make or break a performance in the arena.
رِموداها میتوانند یک اجرا در میدان را خراب یا موفق کنند.
her experience with remudas improved her riding skills.
تجربه او با رِموداها مهارتهای سواری او را بهبود بخشید.
remudas style
سبک رِمودا
remudas design
طراحی رِمودا
remudas collection
کلکسیون رِمودا
remudas outfit
لباس رِمودا
remudas trend
روند رِمودا
remudas fabric
پارچه رِمودا
remudas fit
اندازه رِمودا
remudas fashion
مد رِمودا
remudas look
ظاهر رِمودا
remudas brand
برند رِمودا
she had to make several remudas for the horse show.
او مجبور بود چندین رِمودا برای نمایش اسب سواری آماده کند.
the cowboys prepared their remudas before the rodeo.
کاوگربویها قبل از مسابقه رودئو رِموداهای خود را آماده کردند.
he learned how to manage remudas effectively.
او یاد گرفت که چگونه رِموداها را به طور موثر مدیریت کند.
during the competition, the remudas were crucial for success.
در طول مسابقه، رِموداها برای موفقیت بسیار مهم بودند.
they organized their remudas to ensure smooth transitions.
آنها رِموداهای خود را سازماندهی کردند تا انتقالهای روان را تضمین کنند.
each rider had specific remudas for different events.
هر سوارکار رِموداهای خاصی برای رویدادهای مختلف داشت.
planning the remudas took a lot of time and effort.
برنامهریزی رِموداها زمان و تلاش زیادی را به خود اختصاص داد.
the trainer emphasized the importance of well-timed remudas.
مربی بر اهمیت رِموداهای بهموقع تاکید کرد.
remudas can make or break a performance in the arena.
رِموداها میتوانند یک اجرا در میدان را خراب یا موفق کنند.
her experience with remudas improved her riding skills.
تجربه او با رِموداها مهارتهای سواری او را بهبود بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید