rendezvoused at dawn
قرار ملاقات در سپیدهدم
rendezvoused in secret
قرار ملاقات مخفیانه
rendezvoused last night
قرار ملاقات شب گذشته
rendezvoused for dinner
قرار ملاقات برای شام
rendezvoused by chance
قرار ملاقات به طور اتفاقی
rendezvoused on schedule
قرار ملاقات طبق برنامه
rendezvoused in paris
قرار ملاقات در پاریس
rendezvoused before noon
قرار ملاقات قبل از ظهر
rendezvoused for coffee
قرار ملاقات برای قهوه
rendezvoused after work
قرار ملاقات بعد از کار
they rendezvoused at the café for their weekly meeting.
آنها برای جلسه هفتگی خود در کافه گرد هم آمدند.
we rendezvoused with friends at the park for a picnic.
ما برای پیک نیک با دوستان در پارک گرد هم آمدیم.
the spies rendezvoused in a secret location.
جاسوسها در یک مکان مخفی گرد هم آمدند.
after months apart, they finally rendezvoused in paris.
پس از ماهها جدایی، آنها سرانجام در پاریس گرد هم آمدند.
she rendezvoused with her colleagues to discuss the project.
او برای بحث در مورد پروژه با همکاران خود گرد هم آمد.
the two teams rendezvoused at the designated spot.
دو تیم در نقطه تعیین شده گرد هم آمدند.
they had planned to rendezvous at sunset.
آنها برنامه ریزی کرده بودند در هنگام غروب آفتاب گرد هم آیند.
he rendezvoused with his mentor to seek advice.
او برای دریافت مشاوره با مربی خود گرد هم آمد.
we rendezvoused at the airport before our flight.
ما قبل از پروازمان در فرودگاه گرد هم آمدیم.
the two lovers rendezvoused secretly to avoid being seen.
دو عاشق به طور مخفیانه گرد هم آمدند تا از دیده شدن خودداری کنند.
rendezvoused at dawn
قرار ملاقات در سپیدهدم
rendezvoused in secret
قرار ملاقات مخفیانه
rendezvoused last night
قرار ملاقات شب گذشته
rendezvoused for dinner
قرار ملاقات برای شام
rendezvoused by chance
قرار ملاقات به طور اتفاقی
rendezvoused on schedule
قرار ملاقات طبق برنامه
rendezvoused in paris
قرار ملاقات در پاریس
rendezvoused before noon
قرار ملاقات قبل از ظهر
rendezvoused for coffee
قرار ملاقات برای قهوه
rendezvoused after work
قرار ملاقات بعد از کار
they rendezvoused at the café for their weekly meeting.
آنها برای جلسه هفتگی خود در کافه گرد هم آمدند.
we rendezvoused with friends at the park for a picnic.
ما برای پیک نیک با دوستان در پارک گرد هم آمدیم.
the spies rendezvoused in a secret location.
جاسوسها در یک مکان مخفی گرد هم آمدند.
after months apart, they finally rendezvoused in paris.
پس از ماهها جدایی، آنها سرانجام در پاریس گرد هم آمدند.
she rendezvoused with her colleagues to discuss the project.
او برای بحث در مورد پروژه با همکاران خود گرد هم آمد.
the two teams rendezvoused at the designated spot.
دو تیم در نقطه تعیین شده گرد هم آمدند.
they had planned to rendezvous at sunset.
آنها برنامه ریزی کرده بودند در هنگام غروب آفتاب گرد هم آیند.
he rendezvoused with his mentor to seek advice.
او برای دریافت مشاوره با مربی خود گرد هم آمد.
we rendezvoused at the airport before our flight.
ما قبل از پروازمان در فرودگاه گرد هم آمدیم.
the two lovers rendezvoused secretly to avoid being seen.
دو عاشق به طور مخفیانه گرد هم آمدند تا از دیده شدن خودداری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید