renegotiating

[ایالات متحده]/ˌriːnɪˈɡəʊʃieɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːnɪˈɡoʊʃieɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بحث دوباره برای تغییر شرایط یک توافق

عبارات و ترکیب‌ها

renegotiating terms

باز مذاکره شرایط

renegotiating contracts

باز مذاکره قراردادها

renegotiating deals

باز مذاکره معاملات

renegotiating agreements

باز مذاکره توافقات

renegotiating prices

باز مذاکره قیمت‌ها

renegotiating loans

باز مذاکره وام‌ها

renegotiating rates

باز مذاکره نرخ‌ها

renegotiating conditions

باز مذاکره شرایط

renegotiating obligations

باز مذاکره تعهدات

جملات نمونه

the company is renegotiating its contract with the supplier.

شرکت در حال مذاکره مجدد قرارداد خود با تامین‌کننده است.

they are renegotiating the terms of the agreement.

آنها در حال مذاکره مجدد شرایط توافق هستند.

renegotiating the price can lead to better deals.

مذاکره مجدد قیمت می‌تواند منجر به معاملات بهتری شود.

the team is focused on renegotiating the deal before the deadline.

تیم بر مذاکره مجدد معامله قبل از مهلت مقرر متمرکز است.

renegotiating the lease agreement is essential for the business.

مذاکره مجدد قرارداد اجاره برای کسب و کار ضروری است.

they are renegotiating their partnership to include new services.

آنها در حال مذاکره مجدد مشارکت خود برای گنجاندن خدمات جدید هستند.

renegotiating the loan terms helped them save money.

مذاکره مجدد شرایط وام به آنها کمک کرد تا در هزینه ها صرفه جویی کنند.

the union is renegotiating the workers' contracts this year.

اتحادیه در حال مذاکره مجدد قراردادهای کارگران امسال است.

she is renegotiating her salary with the hr department.

او در حال مذاکره مجدد حقوق و دستمزد خود با بخش منابع انسانی است.

renegotiating the project timeline was necessary for success.

مذاکره مجدد جدول زمانی پروژه برای موفقیت ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید