renegotiations

[ایالات متحده]/ˌrinɪ,goʃi'eʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بحث مجدد، مذاکره مجدد.

جملات نمونه

The two parties are in the process of renegotiation.

دو طرف در حال بازبینی مجدد هستند.

The contract is up for renegotiation next year.

قرارداد سال آینده برای بازبینی مجدد در دسترس است.

They have reached a stalemate in the renegotiation talks.

آنها در مذاکرات بازبینی مجدد به بن‌بست رسیده‌اند.

The terms of the agreement are subject to renegotiation.

شرایط توافقنامه مشمول بازبینی مجدد است.

The renegotiation of the trade deal is causing uncertainty in the market.

بازبینی مجدد توافقنامه تجاری باعث ایجاد عدم قطعیت در بازار شده است.

Both parties are open to renegotiation if necessary.

هر دو طرف در صورت لزوم برای بازبینی مجدد باز هستند.

The renegotiation process could take several months to complete.

فرآیند بازبینی مجدد ممکن است چند ماه طول بکشد تا تکمیل شود.

Renegotiation of the terms may lead to a better outcome for both parties.

بازبینی مجدد شرایط ممکن است منجر به نتیجه بهتری برای هر دو طرف شود.

There is a need for renegotiation to address certain issues in the agreement.

برای رسیدگی به مسائل خاص در توافقنامه نیاز به بازبینی مجدد وجود دارد.

The renegotiation of the loan terms was successful.

بازبینی مجدد شرایط وام موفقیت‌آمیز بود.

نمونه‌های واقعی

The Iranian government has ruled out the possibility of renegotiations over the nuclear deal.

دولت ایران احتمال مذاکرات مجدد در مورد توافق هسته‌ای را رد کرده است.

منبع: CRI Online December 2020 Collection

The leaders also heard Britain's demands for a renegotiation of the terms of its membership.

رهبران همچنین به خواسته‌های بریتانیایی برای مذاکره مجدد شرایط عضویت آن گوش کردند.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

She will be in power for any renegotiation of EU treaties Mr. Cameron might not be.

او در زمان هرگونه مذاکره مجدد در مورد معاهدات اتحادیه اروپا که آقای کامرون ممکن است نباشد، قدرت خواهد داشت.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

The latest round of a nearly yearlong renegotiation effort is coming to an end this week in Mexico City.

آخرین دور تلاش‌های مذاکره مجدد که تقریباً یک سال طول کشیده است، این هفته در مکزیکو سیتی به پایان می‌رسد.

منبع: VOA Special Collection March 2018

Yeah. When we're done here tonight, we need to discuss a renegotiation of my fee.

بله. وقتی امشب اینجا کارمان را تمام کردیم، باید در مورد مذاکره مجدد هزینه من صحبت کنیم.

منبع: Gossip Girl Season 5

You're up for renegotiation in 18 months.

شما در 18 ماه آینده برای مذاکره مجدد در نظر گرفته شده‌اید.

منبع: The Newsroom Season 1

But he has avoided specific details about renegotiations since taking office in May.

اما او از زمان تصدی پست در ماه می، از ارائه جزئیات خاص در مورد مذاکرات خودداری کرده است.

منبع: VOA Special December 2017 Collection

European Parliament President Martin Schulz says an immediate renegotiation is " necessary" and " possible" but it depends on Greek proposals.

رئیس پارلمان اروپا، مارتین شولتز، می‌گوید مذاکره مجدد فوری «ضروری» و «ممکن» است، اما این به پیشنهادات یونان بستگی دارد.

منبع: CRI Online July 2015 Collection

Before that, he is trying to charm, cajole and explain why his new goverment has embarked down between renegotiation and referendum path.

قبل از آن، او سعی می‌کند اغوا کند، تطمیع کند و توضیح دهد که چرا دولت جدید او وارد مسیر مذاکره مجدد و همه‌پرسی شده است.

منبع: BBC Listening Compilation June 2015

Well, it's a step toward the renegotiation that the president promised during the campaign. But there's still a long way to go.

خب، این یک گام به سمت مذاکره مجدد است که رئیس جمهور در طول کمپین وعده داده بود. اما هنوز راه زیادی در پیش است.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید