reordering

[ایالات متحده]/riːˈɔːdə(r)ɪŋ/
[بریتانیا]/riˈɔrdərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دوباره سفارش دادن چیزی؛ فرآیند دوباره ترتیب دادن؛ عمل دوباره مرتب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reordering items

باز سفارش

reordering process

فرآیند دوباره سفارش

reordering stock

باز سفارش موجودی

reordering supplies

باز سفارش لوازم

reordering list

لیست دوباره سفارش

reordering products

باز سفارش محصولات

reordering schedule

برنامه زمانبندی دوباره سفارش

reordering procedure

روش دوباره سفارش

reordering form

فرم دوباره سفارش

reordering request

درخواست دوباره سفارش

جملات نمونه

reordering the supplies will help us stay organized.

بازنگری مجدد در تامینات به ما کمک می کند تا منظم بمانیم.

we are reordering the inventory to avoid shortages.

ما در حال سفارش مجدد موجودی هستیم تا از کمبود جلوگیری کنیم.

reordering the tasks will improve our workflow.

بازنگری مجدد وظایف باعث بهبود گردش کار ما می شود.

she suggested reordering the chapters for better clarity.

او پیشنهاد کرد برای وضوح بیشتر فصل ها را دوباره مرتب کنیم.

the reordering of priorities is necessary for success.

برای موفقیت، بازنگری مجدد در اولویت ها ضروری است.

we need to focus on reordering our marketing strategy.

ما باید بر بازنگری مجدد استراتژی بازاریابی خود تمرکز کنیم.

reordering the seating arrangement made the event more enjoyable.

بازنگری مجدد در چیدمان صندلی باعث شد رویداد لذت بخش تر شود.

he is reordering his schedule to make time for exercise.

او در حال تنظیم مجدد برنامه خود برای اختصاص وقت به ورزش است.

the team is reordering the project phases for efficiency.

تیم در حال بازنگری مجدد فازهای پروژه برای افزایش کارایی است.

reordering the menu items can attract more customers.

بازنگری مجدد اقلام منو می تواند مشتریان بیشتری را جذب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید