repented

[ایالات متحده]/rɪˈpɛntɪd/
[بریتانیا]/rɪˈpɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساس پشیمانی یا ندامت برای اعمال خود

عبارات و ترکیب‌ها

truly repented

واقعاً توبه کرد

repented sins

گناهانی که توبه کرد

repented heart

قلب توبه کننده

have repented

توبه کرده اند

repented publicly

به طور علنی توبه کرد

sincerely repented

صادقانه توبه کرد

repented before

قبل از توبه کردن

repented actions

اقدامات توبه کننده

repented soul

روح توبه کننده

never repented

هیچ وقت توبه نکرد

جملات نمونه

he repented for his mistakes.

او برای اشتباهاتش توبه کرد.

she repented of her past decisions.

او از تصمیمات گذشته خود پشیمان شد.

they repented after realizing the consequences.

آنها پس از درک عواقب توبه کردند.

he has repented and wants to make amends.

او توبه کرده و می‌خواهد جبران کند.

she repented and sought forgiveness.

او توبه کرد و طلب بخشش کرد.

many have repented and changed their ways.

بسیاری توبه کرده و راه خود را تغییر داده‌اند.

he repented publicly for his actions.

او علناً برای اعمال خود توبه کرد.

she felt she had repented enough.

او احساس کرد که به اندازه کافی توبه کرده است.

he repented but struggled to forgive himself.

او توبه کرد اما در بخشیدن خود به خود مشکل داشت.

they repented together and rebuilt their friendship.

آنها با هم توبه کردند و دوستی خود را از نو ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید