replacings

[ایالات متحده]/rɪˈpleɪsɪŋz/
[بریتانیا]/rɪˈpleɪsɪŋz/

ترجمه

v. عمل جایگزینی یا جانشینی

عبارات و ترکیب‌ها

replacings are needed

جایگزینی مورد نیاز است

replacings in progress

جایگزینی در حال انجام است

replacings must occur

جایگزینی باید انجام شود

replacings are necessary

جایگزینی ضروری است

replacings will happen

جایگزینی اتفاق خواهد افتاد

replacings are required

جایگزینی مورد نیاز است

replacings should be

جایگزینی باید باشد

replacings for updates

جایگزینی برای به‌روزرسانی

replacings in systems

جایگزینی در سیستم ها

replacings can improve

جایگزینی می تواند بهبود بخشد

جملات نمونه

replacings are often necessary in maintenance work.

جایگزینی‌ها اغلب در کار تعمیر و نگهداری ضروری هستند.

the process of replacings can be time-consuming.

فرآیند جایگزینی‌ها می‌تواند زمان‌بر باشد.

replacings should be done carefully to avoid damage.

جایگزینی‌ها باید با دقت انجام شود تا از آسیب جلوگیری شود.

frequent replacings of parts can reduce equipment lifespan.

جایگزینی‌های مکرر قطعات می‌تواند طول عمر تجهیزات را کاهش دهد.

he specializes in the replacings of electronic components.

او در زمینه جایگزینی قطعات الکترونیکی تخصص دارد.

replacings are crucial for ensuring safety in machinery.

جایگزینی‌ها برای اطمینان از ایمنی در ماشین‌آلات حیاتی هستند.

they are planning the replacings of old windows in the building.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای جایگزینی پنجره‌های قدیمی در ساختمان هستند.

proper training is needed for effective replacings.

برای جایگزینی‌های مؤثر به آموزش مناسب نیاز است.

replacings can help improve the overall performance of the system.

جایگزینی‌ها می‌توانند به بهبود عملکرد کلی سیستم کمک کنند.

he is responsible for the replacings of outdated software.

او مسئولیت جایگزینی نرم‌افزارهای قدیمی را بر عهده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید