replans quickly
به سرعت بازبرنامه ریزی می کند
replans carefully
به دقت بازبرنامه ریزی می کند
replans tomorrow
فر明 بازبرنامه ریزی می کند
replans often
اغلب بازبرنامه ریزی می کند
replans effectively
به طریق مؤثر بازبرنامه ریزی می کند
replans completely
کاملاً بازبرنامه ریزی می کند
replans initially
در ابتدا بازبرنامه ریزی می کند
the company had to replan its marketing strategy after the disappointing sales figures.
شرکت مجبور شد استراتژی بازاریابی خود را بازبینی کند پس از ارقام فروش ناامید کننده.
we need to replan the project timeline to accommodate the unexpected delays.
ما نیاز داریم زمانبندی پروژه را بازبینی کنیم تا تاخیرهای غیرمنتظره را در نظر بگیریم.
due to the storm, we'll need to replan our outdoor event.
به دلیل باران، ما نیاز داریم رویداد بازدیدی خود را بازبینی کنیم.
let's replan our approach to the negotiation; it wasn't working.
بیایید رویکردمان به مذاکره را بازبینی کنیم؛ این کار کارایی نداشت.
the team will replan the budget after reviewing the expenses.
تیم پس از بررسی هزینه ها، بودجه را بازبینی خواهد کرد.
we must replan our route to avoid the traffic jam.
ما باید مسیر خود را بازبینی کنیم تا از گرفتگی ترافیک جلوگیری کنیم.
the architect replanned the building's layout to maximize space.
معمار طرح ساختمان را بازبینی کرد تا فضای آن را به حداکثر برساند.
it's time to replan our vacation; the original destination was closed.
زمان آن رسیده است که تعطیلاتمان را بازبینی کنیم؛ مقصد اصلی بسته شده است.
the city council replanned the downtown area to improve pedestrian access.
شورای شهر منطقه مرکزی شهر را بازبینی کرد تا دسترسی پیاده رانندگان را بهبود بخشد.
we need to replan our training program to include new technologies.
ما نیاز داریم برنامه آموزشی خود را بازبینی کنیم تا فناوری های جدید را شامل شود.
the engineers replanned the bridge design for increased stability.
مهندسان طراحی پل را بازبینی کردند تا پایداری بیشتری داشته باشد.
replans quickly
به سرعت بازبرنامه ریزی می کند
replans carefully
به دقت بازبرنامه ریزی می کند
replans tomorrow
فر明 بازبرنامه ریزی می کند
replans often
اغلب بازبرنامه ریزی می کند
replans effectively
به طریق مؤثر بازبرنامه ریزی می کند
replans completely
کاملاً بازبرنامه ریزی می کند
replans initially
در ابتدا بازبرنامه ریزی می کند
the company had to replan its marketing strategy after the disappointing sales figures.
شرکت مجبور شد استراتژی بازاریابی خود را بازبینی کند پس از ارقام فروش ناامید کننده.
we need to replan the project timeline to accommodate the unexpected delays.
ما نیاز داریم زمانبندی پروژه را بازبینی کنیم تا تاخیرهای غیرمنتظره را در نظر بگیریم.
due to the storm, we'll need to replan our outdoor event.
به دلیل باران، ما نیاز داریم رویداد بازدیدی خود را بازبینی کنیم.
let's replan our approach to the negotiation; it wasn't working.
بیایید رویکردمان به مذاکره را بازبینی کنیم؛ این کار کارایی نداشت.
the team will replan the budget after reviewing the expenses.
تیم پس از بررسی هزینه ها، بودجه را بازبینی خواهد کرد.
we must replan our route to avoid the traffic jam.
ما باید مسیر خود را بازبینی کنیم تا از گرفتگی ترافیک جلوگیری کنیم.
the architect replanned the building's layout to maximize space.
معمار طرح ساختمان را بازبینی کرد تا فضای آن را به حداکثر برساند.
it's time to replan our vacation; the original destination was closed.
زمان آن رسیده است که تعطیلاتمان را بازبینی کنیم؛ مقصد اصلی بسته شده است.
the city council replanned the downtown area to improve pedestrian access.
شورای شهر منطقه مرکزی شهر را بازبینی کرد تا دسترسی پیاده رانندگان را بهبود بخشد.
we need to replan our training program to include new technologies.
ما نیاز داریم برنامه آموزشی خود را بازبینی کنیم تا فناوری های جدید را شامل شود.
the engineers replanned the bridge design for increased stability.
مهندسان طراحی پل را بازبینی کردند تا پایداری بیشتری داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید