depository

[ایالات متحده]/dɪ'pɒzɪt(ə)rɪ/
[بریتانیا]/dɪ'pɑzətɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان برای ذخیره‌سازی؛ محلی که می‌توان در آن چیزها را ذخیره کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

bank depository

سپرده‌گذاری بانکی

secure depository

سپرده‌گذاری امن

جملات نمونه

The library serves as a depository for rare manuscripts.

کتابخانه به عنوان مکانی برای نگهداری دست‌نویس‌های کمیاب عمل می‌کند.

The bank is a secure depository for people's savings.

بانک یک مکان امن برای نگهداری پس انداز مردم است.

The depository of the museum houses valuable artifacts.

محل نگهداری موزه دارای آثار با ارزش است.

He works at a depository where they store important documents.

او در مکانی کار می‌کند که اسناد مهم در آن نگهداری می‌شوند.

The depository stores a wide range of historical records.

محل نگهداری طیف گسترده‌ای از سوابق تاریخی را ذخیره می‌کند.

Investors use the depository to securely store their assets.

سرمایه‌گذاران از محل نگهداری برای ذخیره امن دارایی‌های خود استفاده می‌کنند.

The depository is equipped with advanced security systems.

محل نگهداری مجهز به سیستم‌های امنیتی پیشرفته است.

The depository is responsible for keeping track of all incoming and outgoing items.

محل نگهداری مسئول پیگیری تمام اقلام ورودی و خروجی است.

The depository is open to the public for viewing certain collections.

محل نگهداری برای بازدیدکنندگان امکان مشاهده برخی از مجموعه‌ها را فراهم می‌کند.

The depository plays a crucial role in preserving important historical documents.

محل نگهداری نقش مهمی در حفظ اسناد تاریخی مهم دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید