storehouse

[ایالات متحده]/'stɔːhaʊs/
[بریتانیا]/'stɔrhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انبار; مخزن دانش; شخصی با دانش وسیع.

جملات نمونه

a storehouse of knowledge.

انبار دانش

He suddenly cried out that the storehouse was on fire.

او ناگهان فریاد زد که انبار در حال آتش‌سوزی است.

Contraband goods were found in the storehouse of the hotel.

کالا‌های قاچاق در انباری هتل پیدا شد.

The storehouse is under the care of a retired worker.

انبار تحت مراقبت یک کارگر بازنشسته است.

After the explosion of the storehouse the storekeeper was dazed.

پس از انفجار انبار، صاحب انبار گیج بود.

With its storehouses bursting with grain,the farm had to build more granaries.

با انبارهای مملو از گندم، مزرعه مجبور شد انبارهای بیشتری بسازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید