forclosure

[ایالات متحده]/fɔːˈkləʊʒə/
[بریتانیا]/fɔrˈkloʊʒər/

ترجمه

n. ملک توقیظ شده فروخته شده در حراج؛ حق بازخرید؛ لغو حق بازخرید

جملات نمونه

the bank initiated foreclosure proceedings after three missed mortgage payments.

بانک پس از سه قسط پرداخت نشده، روند ضبط ملک را آغاز کرد.

she hired an attorney to stop foreclosure and negotiate a payment plan.

او برای جلوگیری از ضبط ملک و مذاکره در مورد برنامه پرداخت، وکیلی استخدام کرد.

the lender filed for foreclosure when the loan went into default.

وقتی وام به حالت نکول درآمد، وام دهنده برای ضبط ملک درخواست داد.

a foreclosure notice was posted on the front door last week.

هفته گذشته اخطاریه ضبط ملک روی در جلوی خانه نصب شد.

they managed to avoid foreclosure by refinancing at a lower rate.

آنها با بازپرداخت وام با نرخ پایین‌تر از ضبط ملک جلوگیری کردند.

the property was sold at a foreclosure auction for far less than expected.

ملک در حراجی ضبط ملک با قیمتی بسیار کمتر از حد انتظار به فروش رسید.

local charities offer foreclosure assistance to struggling homeowners.

سازمان‌های خیریه محلی به صاحبان خانه‌هایی که با مشکل مواجه هستند، کمک ضبط ملک ارائه می‌دهند.

during the foreclosure crisis, many neighborhoods saw vacant homes and falling prices.

در بحران ضبط ملک، بسیاری از محله‌ها خانه‌های خالی و کاهش قیمت‌ها را شاهد بودند.

the judge granted a foreclosure order after reviewing the documents.

قاضی پس از بررسی اسناد، دستور ضبط ملک را صادر کرد.

he fears foreclosure risk will rise if interest rates climb again.

او می‌ترسد اگر نرخ بهره دوباره افزایش یابد، خطر ضبط ملک افزایش یابد.

after foreclosure, the former owner had to vacate the house within thirty days.

پس از ضبط ملک، مالک سابق باید ظرف سی روز خانه را تخلیه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید